#فقط_برای_خدا🍃

#فقط_برای_خدا🍃

▫️فرش کوچکی انداخت گوشه حیاط خانه پدری اش.

▪️توی آفتاب پیر مرد را از حمام در آورد، روی فرش نشاند ،و سرش را خشک کرد.

▫️دست و پیشانی اش را می بوسید ومی گفت:

▪️همه دلخوشی من توی این دنیا، #پدرمه.

#مکتب‌حاج‌قاسم‌سلیمانی 🌷🕊
…❀
#هوایت‌_تا_شهادت
#عکس_نوشته_عاشقانه #عکس_نوشته #زیبا #جذاب #خاص
دیدگاه ها (۱)

#سلیمانی_چگونه_سلیمانی_شد... #فقط_برای_خدافرش کوچکی انداخت گ...

سردار

✍ روایت خاطره:فرش کوچکی انداخت گوشه‌ی حیاط خانه‌ی پدری‌اش ت...

‏فرش کوچکی انداخت گوشه‌ حیاط خانه‌ی پدری، توی آفتاب، پیرمرد ...

فرش کوچکی انداخت توی حیاط خانه پدری اش؛ توی آفتابپیر مرد را ...

🍃سردار حسنی بیان داشتند که:« حاج قاسم خصوصیات اخلاقی خوبی دا...

پارت ۱۵

پارت ۱۱جیرایا به زور ناروتو و ساسکه را از کف حمام جمع کرد. و...

نامه سوزناک محمد نقی پور خطاب به پدر شهیدشمی گفتند خیلی اهل...

داستان فقر است (جالبه بخونین) پرونده اش را زیر بغلش گذاشتند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط