painful love part 48 ادامه پارت ۴۸
با لبخند بهش نگاه کردم+مرسی
مینهو:خواهش میکنم
کیکو ازش گرفتم و روی میز گذاشتم
برای مینهو ناهارو کشیدم خورد و نشستیم کمی باهم صحبت کردیم چای دم دادم کیکو بریدیم و با چای خوردیم فعلا جیمین نیومده بود... داشتن کم کم میرفتن
جسی:سوجین اکه کمکی چیزی بود بهم حتمی بگو مواظب خودت باش
+مرسی عزیزم چشم حتمی میگم خدافظ
جسی و مین سو و سوهو جلوتر رفتن مینهو همینطوری داشت بهم نگاه میکرد
+چیه؟
مینهو:دلم برات تنگ میشه..دست خودم نیس
+یااا منم دلم برات تنگ میشه
مینهو:دوست دارم میدونی که
+اوهوم
بغلم کرد مقابلش بغلش کردم
مینهو:هییی دلم نمیخواد از بغلت بیام بیرون
+منتظرتن
☆اهم اهم..مینهو نمیخوای بری
مینهو:اوهوم..خدافظ
+بای
درو بستم
☆اگه جیمین اینجا بود میدونی چی میشد
+نمیخواد انقدر غر بزنی..مطمئنم اون یه چیزیرو ازم مخفی میکنه
☆یا چرا زود قضاوت میکنی شاید کاری نمیکنه کار داره
+خوب چه کاری هستش که بهش زنگ بزنی گوشیتو جواب نده و از صبح بره تا این نصف شبی نیومده باشه؟
دیگه حرفی نداشت که بزنه
☆من میرم اتاقم شب بخیر
+شب بخیر
#سوجون
رفتم اتاقم این پسر چیکار میکنه اصلا ازش خبری نیست
__________________________________________________
معذرت میخوام که دیر گذاشتم یه مشکل پیش اومده بود هم وقت نکردم یه عکس برای فیک درست کنم هم وقت نکردم بنویسم ایندفعه جبران میکنم زود زود میزارم تا تموم بشه و بریم سراغ اونیکی فیک
مینهو:خواهش میکنم
کیکو ازش گرفتم و روی میز گذاشتم
برای مینهو ناهارو کشیدم خورد و نشستیم کمی باهم صحبت کردیم چای دم دادم کیکو بریدیم و با چای خوردیم فعلا جیمین نیومده بود... داشتن کم کم میرفتن
جسی:سوجین اکه کمکی چیزی بود بهم حتمی بگو مواظب خودت باش
+مرسی عزیزم چشم حتمی میگم خدافظ
جسی و مین سو و سوهو جلوتر رفتن مینهو همینطوری داشت بهم نگاه میکرد
+چیه؟
مینهو:دلم برات تنگ میشه..دست خودم نیس
+یااا منم دلم برات تنگ میشه
مینهو:دوست دارم میدونی که
+اوهوم
بغلم کرد مقابلش بغلش کردم
مینهو:هییی دلم نمیخواد از بغلت بیام بیرون
+منتظرتن
☆اهم اهم..مینهو نمیخوای بری
مینهو:اوهوم..خدافظ
+بای
درو بستم
☆اگه جیمین اینجا بود میدونی چی میشد
+نمیخواد انقدر غر بزنی..مطمئنم اون یه چیزیرو ازم مخفی میکنه
☆یا چرا زود قضاوت میکنی شاید کاری نمیکنه کار داره
+خوب چه کاری هستش که بهش زنگ بزنی گوشیتو جواب نده و از صبح بره تا این نصف شبی نیومده باشه؟
دیگه حرفی نداشت که بزنه
☆من میرم اتاقم شب بخیر
+شب بخیر
#سوجون
رفتم اتاقم این پسر چیکار میکنه اصلا ازش خبری نیست
__________________________________________________
معذرت میخوام که دیر گذاشتم یه مشکل پیش اومده بود هم وقت نکردم یه عکس برای فیک درست کنم هم وقت نکردم بنویسم ایندفعه جبران میکنم زود زود میزارم تا تموم بشه و بریم سراغ اونیکی فیک
- ۱۰.۰k
- ۲۰ اسفند ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط