{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قلبی که شکست

قلبی که شکست

قلبم را شکستی اما صدای فریادم را نشنیدی

چه بی صدا شکست قلبی که عاشق تو بود.
چه بی ریا گذشت لحظه هایی که به عشق تو بود.

قلب شکسته ای که زیر پاهایت بود را ندیدی ،
صدای شکستن قلبم چه بی صدا بود.

صدای ناله دلم چه بی نوا بود ،
درد دلهای ناگفته در دلم چه بی زبان بود.

قلبم را به بازی گرفتی اما نمیدانستی

که بازی سرشکستن دارد

چه با هیاهو به قلبم آمدی و چه آرام از قلبم رفتی ،
هنگام آمدنت عاشقانه با من درد دل میکردی
و هنگام رفتنت تنها با یک سکوت به صدای گریه هایم گوش میکردی.

تصویر رفتنت بر روی قلب شکسته ام نقش بسته ،
و آواز رفتنت در فضای غمگین صحنه عشق پیچیده.

آنگاه که صحنه عشق خالی از تصویر تو است
، دل من نیز در پی فرار از دام تنهایی است.

باور میکنم که اسیرم ، اینبار اسیر تنهایی .
اما باور نمیکنم که رفته ای و بار سفر را بسته ای
، و شعر جدایی را برایم نوشته ای
و لای کتاب قصه عشقمان گذاشته ای.

قلبم را شکستی اما رنگ التماس چشمهایم را ندیدی
، آن شعر عاشقانه ای که به عشق تو سروده بودم را نخواندی.

صحنه عشق را خالی کردی و
تصویر رفتنت را همراه با یک قلب شکسته جا گذاشتی
دیدگاه ها (۴۴)

چشمهای زیبا داری گفت :چشم های زیبا غم های زیبایی دارند

«نفرت و عشق».📖 فصل اول – پارت دوم🚬 [از زبان پریسا]محکم دستمو...

🎭 آخرین نقشپارت چهارم— دوربین آماده‌ست!لیانا نفس عمیقی کشید ...

نام=)سایه مافیا### پارت هفدهم: خون، بوسه و انتقامِ بی‌رحمانه...

جونگ‌کوک عزیز،امروز، اول سپتامبر، روزی است که جهان یک هدیه گ...

P⁵The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣8️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣو-هیوک بعد از چند دق...

وقتی اومد، گفت: «من با همه فرق دارم. پناهت میشم، تکیه‌گاهت م...

### 🩸 پارت چهارم: بازتابی بدون چهرهتاریکی مطلق. حتی نوک انگش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط