{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بر قله ایستادم.

بر قله ایستادم.
آغوش باز کردم.
تن را به باد صبح،
جان را به آفتاب سپردم.
روح یگانگی
با مهر، با سپهر
با سنگ،بانسیم
باآب ، با گیاه
در تار وپود من جریان یافت!
دیدگاه ها (۳)

بیـــــا قســـــمت کنیـــــم بوســـــه راتو لبـــــهایت را ب...

♤♤tiadem♤♤☜ هَــمہ مــیگَن ســــــیگار☞✔مَــن مــیگَم سَنگ ص...

شاید برای تو فراوان باشند کسانی که اندازه من دوستت دارند اما...

دیر فهمیدم کهبایدسر سریرد شد وزندگی کرددقت...د ق تمی دهد!!

💜🍃تن را به باد صبحجان را به آفتاب سپردمروح با یگانگیبا مهربا...

🔴 حکایت پند آموز (‍عاقبت رباخواري)آقا سید مهدی کشفی که از یا...

✦ اولین گناه ✦فصل نهم: مردی که برگشت---با بدنی که آتش بود، ا...

متن ترانه آهنگ مجسمه علی سورنابه جز مرگ که بی سایه استاین جه...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

یه صبح سگی تعریف می کنه پاورقیزندگی چنیمه کلمه سرخ می شه تو ...

I'm not jealous part ۲۹به سختی لای پلکامو باز کردم احساس کرد...

Custom bride part : 6

مرد بی رحم

سلام سلام خوشگلا، این دوستمون داره به فیکشن جذاب از جونکوک م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط