#ejbare_eshgh
#شرکت
_کارم تموم شده بود داشتم میرفتم یادم افتاد ارسلان باهام کار داره رفتم دفتره ارسلان
در زدم گفت بیا تو
ارس. سلام کارت تموم شد
دیا. آره تموم شد کار داشتی باهام
ارس. اره
دیا. خب بگو کارتو
ارس. میگم عجله نکن
دیا. میخوایم بریم بیرون مهمونی عجله دارم باید برم
ارس. بشین تا بگم
دیا. چشم
ارس. بشین دیگه
دیا. باش
ارس. میدونی کارم باهات چی بود
دیا. نه
ارس. خب میگم قشنگ جواب بده
تو کسی تو زندگیته
دیا. نه
ارس. اها کسیو دوص داشتی یا داری
دیا. هومممم
ارس. خب اسماشونو بگو
دیا. نمیتونم
ارس. چرا
دیا. خب نمیشه
_کارم تموم شده بود داشتم میرفتم یادم افتاد ارسلان باهام کار داره رفتم دفتره ارسلان
در زدم گفت بیا تو
ارس. سلام کارت تموم شد
دیا. آره تموم شد کار داشتی باهام
ارس. اره
دیا. خب بگو کارتو
ارس. میگم عجله نکن
دیا. میخوایم بریم بیرون مهمونی عجله دارم باید برم
ارس. بشین تا بگم
دیا. چشم
ارس. بشین دیگه
دیا. باش
ارس. میدونی کارم باهات چی بود
دیا. نه
ارس. خب میگم قشنگ جواب بده
تو کسی تو زندگیته
دیا. نه
ارس. اها کسیو دوص داشتی یا داری
دیا. هومممم
ارس. خب اسماشونو بگو
دیا. نمیتونم
ارس. چرا
دیا. خب نمیشه
- ۲۸.۹k
- ۲۷ آذر ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط