{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#ejbare_eshgh

#شرکت
_کارم تموم شده بود داشتم میرفتم یادم افتاد ارسلان باهام کار داره رفتم دفتره ارسلان
در زدم گفت بیا تو
ارس. سلام کارت تموم شد
دیا. آره تموم شد کار داشتی باهام
ارس. اره
دیا. خب بگو کارتو
ارس. میگم عجله نکن
دیا. میخوایم بریم بیرون مهمونی عجله دارم باید برم
ارس. بشین تا بگم
دیا. چشم
ارس. بشین دیگه
دیا. باش
ارس. میدونی کارم باهات چی بود
دیا. نه
ارس. خب میگم قشنگ جواب بده
تو کسی تو زندگیته
دیا. نه
ارس. اها کسیو دوص داشتی یا داری
دیا. هومممم
ارس. خب اسماشونو بگو
دیا. نمیتونم
ارس. چرا
دیا. خب نمیشه
دیدگاه ها (۰)

The Queen of My Heart ❤️👑پارت ۴۸ویو لیا:صبحونه‌مون که تموم ش...

شب تولدم فصل 3پارت 6راه افتادیم به سمت بار وقتی وارد شدیم چن...

پارت دوم ( آسانسور عشق ) امروزم دادگاه داشتم با یکی از موکلا...

پارت ۱۷ جونگ کوک:خوبییونا:آ..آره چتونه چرا اینحوری‌همتون این...

پارت 44╭─ 🎀🦋 𝑽𝒊𝒆𝒘 𝑯𝒚𝒖𝒏 𝑾𝒐𝒐 🦋🎀 ─╮دایی: آهان... فهمیدم! 😏آت: چ...

Part ³⁰ویو لیلییکی زدم به شونش + خیلی بدجنسی مال من واقعا یه...

پارت سیزدهم🧡💚قلبی که به تو تعلق داره باکودکودکو: خب توی...

پارت ۸× خداحافظ+ خداحافظ...............‌‌‌.‌‌‌‌....ویو فردا ...

*[توی رستوران]— سلام بچه‌ها، خوش اومدین.— سلام.[از همه سریع‌...

Iove and the moonPart25یونا: کوک میگم اگه یه روز بفهمی یه ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط