{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برایت قهوه می ریزم، کمی‌ شیر، دو قاشق شکر،

برایت قهوه می ریزم، کمی‌ شیر، دو قاشق شکر،
می گذارم جلویت روی میز،
گلدان گل را کنارتر می گذارم
تا بهتر ببینمت.
قیافه جدی به خودم می گیرم
و با لهجه‌ ای که حالا برای خودم هم بیگانه است،
می گویم:
قهوه ات سرد می‌‌شود.
هر کجا که هستی، زودتر به خانه بیا
و همانطور می نشینم‌ تا تو یک روز بیایی...

از: نیکی‌ فیروزکوهی
دیدگاه ها (۱)

از دیدار تو بازمی‌گردم با دست‌هایی که در دست‌های‌ام جا مانده...

از تمامی ِ رودهایی که به چشم دیده ام رودخانه تویی از سراسر ...

تمام خنده هایم را نذر کرده ام تا تو همان باشی که صبح یکی از ...

آغوش ات تنها سرزمین من شد، نگران نباش جیبم را از بوسه هایت ...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۴۰

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش دوم_ ریچل_به خانه که برگشتم ویل رفته بود.آ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش دوم_کی اشک هایم جاری شد؟ن...

برایت قهوه می­ ریزم، کمی‌ شیر، 2 قاشق شکر،می­ گذارم جلویت رو...

نمیاییبرایت قهوه می ریزم، کمی‌ شیر، دو قاشق شکر،می گذارم جلو...

.برایت قهوه می ریزم، کمی‌ شیردو قاشق شکر،می گذارم جلویت روی ...

برایت قهوه می­ریزم، کمی‌ شیر، دو قاشق شکر،می­گذارم جلویت روی...

برایت قهوه میریزمکمی‌ شیردو قاشق شکّرمیگذارم جلویت رویِ میزگ...

برایت قهوه میریزمکمی‌ شیردو قاشق شکّرمیگذارم جلویت رویِ میزگ...

برایت قهوه میریزمکمی‌ شیردو قاشق شکّرمیگذارم جلویت رویِ میزگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط