{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعری زیبا از یک همسر شهید:

شعری زیبا از یک همسر شهید:
در خیالات خودم، در زیر بارانی که نیست،
می رسم با تو به خانه از خیابانی که نیست


می نشینی رو به رویم خستگی در می کنی،
چای می ریزم برایت توی فنجانی که نیست 


باز می خندی و می پرسی که حالت بهتر است؟
باز می خندم که خیلی، گرچه می دانی که نیست 


شعر می خوانم برایت واژه ها گل می کنند، 
یاس و مریم می گذارم توی گلدانی که نیست 


چشم می دوزم به چشمت، می شود آیا کمی
دستهایم را بگیری بین دستانی که نیست؟ 


وقت رفتن می شود با بغض می گویم نرو
پشت پایت اشک می ریزم توی ایوانی که نیست 


می روی و خانه لبریز از نبودت می شود، 
باز تنها می شوم با یاد مهمانی که نیست 


رفته ای و بعد تو این کار هر روز من است، 
باور اینکه نباشی کار آسانی که نیست...

پیج شهادت
@NIT1374R" target="_blank">http://line.me/ti/p/~@NIT1374R

اگه لذت بردی شیر(share) فراموش نشه تا دوستات هم استفاده کنند.التماس دعا

دیدگاه ها (۱)

قسمت نوزدهم: دختر منپدر و مادرش سراسیمه اومدن ... با زحمت لب...

بسم رب الشهدا و الصدیقینشهید مدافع حرم محمود رضا بیضاییخانوا...

قسمت هجدهم: دل شکستهدلم سوخته بود و از درون له شده بودم ... ...

دانلود سیزدهمین برنامه رادیویی صدای مصافزمان : 1:10:46حجم : ...

- شعر تویی و من شآعرَت . .در خیالات خودم ، در زیر بارانی که ...

ای کاش مهم بودم ):پارت ۵پسرا به مکان رسیدند که بادیگارد ها گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط