اول روضه می‌رسد از راه قد بلند است و پرده‌ها کوتاه

اول روضه می‌رسد از راه
قد بلند است و پرده‌ها کوتاه

آه از آنشب که چشم من افتاد
پشت پرده به تکه ای از ماه

بچه‌ی هیأتم من و حساس 
به دو چشم تو و به رنگ سیاه

مویت از زیر روسری پیداست 
دخترِه ... ، لا اله الا الله!

به «ولا الضالین» دلم خوش بود
با دو نخ موی تو شدم گمراه

چشمهایم زبان نمی‌فهمند
دین ندارد که #مرد_خاطرخواه

چای دارم می‌آورم آنور
خواهران عزیز! یا الله!

سینی چای داشت می‌لرزید
می‌رسیدم کنار تو ... ناگاه ـ

پا شدی و شبیه من پا شد
از لب داغ استکان هم آه

وای وقتی که شد زلیخایم
با یکی از برادران #همراه

یوسفی در خیال خود بودم
ناگهان سرنگون شدم در چاه

«زاغکی قالب پنیری دید»
و چه راحت گرفت از او روباه

آی دنیا! همیشه خرمایت
بر نخیل است و دست ما کوتاه

شعر از: قاسم صرافان
دیدگاه ها (۸)

Chapter 14"*frozen*+ تهیونگ نزنم نصفت کنما، طرف رفیقمه از ما...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۴ پارتغروب شده بود ...

سوگندِ خون و برف» —“Oath of Blood and Snowتضادِ خشنِ دنیای م...

part 4+... در نتیجه، می‌تونیم زمان‌بندی رو تا حدود یک هفته ج...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.8 (روایت از زبان ا...

Hate me, beat me

**Part *صندلی عقب داد و نشست.دستش مشت شده روی کابینت گذاشته ...

Cold melody part 7متوجه شدم! پس می‌خوایم یه بازیِ "کِش و قوس...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۸ *سانیار*تا دیدم داره به لپ های ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط