{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P8

P8
+آره آره تو راست میگی
_میگم دارم جدی میگم
+خوب منم میگم روست میگی بگم دروغ میگی خو به؟
_باور نمیکنی
+نه
دستمو گرفت و با خودش برد (مچ دستش رو گرفت)
سمت ی ماشین سیاه سوار شدیم و رفتیم سمت ی جایی شاید ی ناکجا آباد
بعد 15 دقیقه رسیدیم به ی هتل معروف گرون قیمت
داخلش ی اتاق گرفتیم و منو برد اونجا
_باور نمیکنی
+میکنم ولی نمیکنم
_یعنی چی؟
+یعنی سر دوراهی موندم باید ثابت کنی
_اینجا نمیتونم ولی.... ولش ببین ولی ب حالت اگه منو دست پلیسا بدی
+اگه بدم
_بد میبینی
+چی میبینم حالا
_یااا گمشو بیرون

ا. ت میره
فلش بک به فردا صبح
کوک ویو

از خواب بیدار شدم که دیدم توی اتاقم نیستم رفتم بیرون دیدم ی هتله اولش تعجب کردم اما بعد یادم اومد که چه اتفاقی افتاده بود دیشب وایی اون دختره مهمتر از همه گفتم مافیا هستم اگه بره و منو ب پلیس بفروشه چی؟
وای جررر نهههه چه گوهی ب چاه دادم
وایستا اگه بابام بفهمه
مالو ثروتش از بین بره
وایستا وایستا من ی مافیا درسته ولی چرا ترسیدم؟
هع خ. ب معلومه چون ترسو هستم
اااا نهههه من ترسو نیستم من ی مافیا
هقققق مگهههه من خود درگیری دارم ایششش امروز اینجا میموندم فردا برمیگردم عمارت
¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
حمایت یادتون نره!
#فیک
#سناریو
#بلک_پینگ
#بی_تی_اس
دیدگاه ها (۲۳)

رمان تو خود منی

الان فهمیدم ک هیچ کس خوب منو نمیخواد هیچ کس من براش مهم نیست...

عشقی حقیقی

پارت ۳

سلام....خوبین؟چخبرا؟(جواب بدین😑)میخوام درباره یک پیزی حرف بز...

پارت یک عشق اسمانی

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.1×هی پسر کانگ وو:ب...

پارت ۷:با بالا تنه ی برهنه جلوم وایساد بدن عضله ای داشت واقع...

حرفش با داد اوسامو قطع شد:چی برای خودت داری میگی موری؟داری م...

ستاره ی من (پارت۷) (فالو:فالو)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط