مربی موتور سوار

part 14



ویو راوی .
مسابقه نزدیک بود و فقط ۲ روز وقت داشتن
برای همین تصمیم گرفتن توی این ۲ روز ات سر کار نره و فقط تمرین کنه

روز اول بلند شد و صبونه خورد و فقط رفت باشگاه
از ساعت ۱۰ صبح تا ۱۰ شب تمرین کرد و قتی رسید خونه یچیزی خورد و فقط خوابید روز دو وسطای تمرین بود تهیونگ وارد شد و با حرف و حرکاتش به ات روحیه داد و باهاش تمرین کرد روز مسابقه رسید همه منتظر بودن

ات وارد رینگ شد و بعد اون مرده

شروع کردن راند اول
ات به شدت آسیب دید و تهیونگ داد زد

ته . بسه دیگه کافیه

ات . نه حوله رو پرت نکن

( بچه ها یه چیزی هست یه حوله سفید که اگر مربی وسط رینگ پرت کنه به معنای عقب کشیدن و تسلیم شدنه مثل آتش بست و ...)


و دیگه توان نداشت اما ادامه داد و راند دوم ناک اوت کرد
این مسابقه رو برنده شد همه جا خالی شده بود و فقط ات وسط رینگ بی جون افتاده بود تهیونگ با سرعت به سمت ات حرکت کرد و شروع کرد پاک کردن زخمش و گفت

ته . همون راند اول باید میزاشتی حوله رو پرت کنم که انقدر آسیب نبینی

ات . مهم نیست بالاخره من بردم

اما ....
.
.
.
ادامه دارد ....

ناشناس اول ....

عاا خب نمیدونم چی بگم آدمایی مثل تو زیاده ولی با این کارت فک نکن که من آسیب میبینم و ول میکنم میرم اتفاقا کاملا برعکس با این پیاما و ... بیشتر انرژی میگیرم برای ادامه دادن تا چشم کسایی که ازم خوششو نمیاد بترکه و اگر کسی بخواد از ویسگون و ... بره اون تویی نه من


ناشناس دوم ...
فداتشمبممبککقنیمیمگیکیک( نمیدونم چی بگم 😃)

ناشناس سوم ...
فداتشم عشقم


ناشناس چهارم ....
عاااا کاری با هیچی ندارم ولی تو از کجا میدونی من کاپ دارم ؟ اصلا کی رو من بدبخت فلک زده کراش میزنه برار؟

ناشناس پنجم ....

فداش تو بشم من آنقدر مهربون و نانازیییی

ناشناس شیشم ...

اومایگاد ولی من میدونم تو کیییییییی

ناشناس هفتم ....

خب یه کاری کن تو به کراش من بگو روش کراشم من به کراش تو میگم تو روش کراشی ( خودمم نمیدونم چی میگم ) منم خا...یه ندارم به کراشم اعتراف کنم 💘
دیدگاه ها (۱۹)

پارت ۱۵ ات خندید و تهیونگ رو بغل کرد ....تهیونگ گفت ...قربون...

تهیونگ بعد از اینکه مطمئن شد آب دوباره وصل شده، رفت تا لباس‌...

صبح روز بعد، ات از خواب بیدار شد و مدت زیادی به سقف خیره مون...

پارت ۵۵╭─────────────── 🦋 ───────────────╮✦ پارت بعد | مربی ...

عشق زار آلود(Mysterious Love)part:۲ات گوشی رو برداشت و پیام ...

My dady پارت ②①تهیونگ: با توام... ات: پول درمیوردم«آروم» تهی...

🖤 عقد با رئیس مافیا — پارت ۲7کانگ جون با عجله برگشت داخل.— ر...

dark life = 46ساعت بعد، ات جرأت کرد. آروم به سمت دفتر تهیونگ...

پارت : ۱۵ جیمین هنوز به اون پیام لعنتی نگاه می‌کرد و نگران ب...

چند پارتی درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط