{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هوا یه جوری ابری و دلگیر شده بود

هوا یه جوری ابری و دلگیر شده بود
که انگار آسمونم اون روز دلش خیلی گرفته بود...
سوار تاکسی شدم،سرم رو تکیه دادم به شیشه عقب و رفتم تو فکر...
بین راه دو تا مسافر دیگه هم سوار کرد..
یکم بو کردم ...
عطر...عطر...عطر.......
همون عطری بود که اون میزد...
صدای زمزمه ای رو شنیدم که آروم داشت قربون صدقه عشقش میرفت...
اما‌....اما صداش...همون صدا بود...
ای وای من نکنه خودش باشه...
هی بیتابی میکردم،دلم آروم و قرار نداشت...
دیگه دلم طاقت نیاورد
یواشکی زیر چشمی نگاشون کردم
خودش بود...خودش بود...بخدا خودش بود...
اما منو ندید..
اون هی قربون صدقه عشقش میرفت و
من هی بغض میکردم،هی لبام را گاز میگرفتم
هی دستامو میزاشتم جلو دهنم بغضم نترکه
سرش رو گذاشت رو شونه عشقش
دستش رو گرفت
سرم رو زدم به شیشه و گفتم آخ دلم...
همه برگشتن نگاه کردن
دستم رو گذاشتم رو صورتم و هیچی نگفتم
آروم به عشقش گفت:آخی بیچاره فکر کنم دیوونست
دیگه داشتم از بغض خفه میشدم
عشقش رو صدا کرد،جواب داد جونم
گفت میدونی چیه
گفت جونم
گفت خیلی دوست دارما،اصلا عشق های قبل از تو سوتفاهم بود
راننده زد رو ترمز....
رعد و برق زد...
سرم رو زدم به شیشه...
صدای بوق ماشین عقبی....
از ماشین پیاده شدم..
ترافیک شده بود
بارون میخورد به صورتم
با زانو اومدم زمین....
هی اشک میریختم و داد میزدم
سو تفاهم بود؟؟؟
سو تفاهم بود؟؟؟؟؟؟
آهای مردم دنیا ....
عشق من سو تفاهم بود
هه،،،،
دیدگاه ها (۱)

آخه تو چرا انقد دوست‌داشتنی‌ای؟! 🥹💗من هرچی می‌گذره بیشتر دلم...

پدر خوانده فصل دو

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 167♡⁠。⁠)⁩هوا رو...

part 8?جیمین ویو:خیلی خوابم میومد و دلم میخواست بخوابم اما ت...

My professorChapter:2Part:111با شنیدن این صدا...قلبم شروع به...

(بچه ها بخدا غمگینه اگه دوست ندارید نخونید🤍)...................

وقتی پدربزرگت میمیره و میاین ایران تو حالت بده ....‌به قبر ک...

The unwanted Roommate ویو جئون جونگ کوک: هوفففففف سرم داره م...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟖𝟎چند ثانیه بهش نگاه میک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط