{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به سوی تو به شوق روی تو به طرف کوی تو

به سوی تو به شوق روی تو به طرف کوی تو
سپیده‌ دم آیم مگر تو را جویم بگو کجایی
نشان تو گه از زمین گاهی ز آسمان جویم
ببین چه بی‌ پروا ره تو می‌ پویم بگو کجایی
کی رود رخ ماهت از نظرم نظرم
به غیر نامت کی نام دگر ببرم
اگر تو را جویم حدیث دل گویم بگو کجایی
به دست تو دادم دل پریشانم دگر چه خواهی
فتاده‌ ام از پا بگو که از جانم دگر چه خواهی
یک دم از خیال من نمی‌ روی ای غزال من
دگر چه پرسی ز حال من
تا هستم من اسیر موی توام به آرزوی توام
اگر تو را جویم حدیث دل گویم بگو کجایی
به دست تو دادم دل پریشانم دگر چه خواهی
فتاده‌ ام از پا بگو که از جانم دگر چه خواهی

#آهنگ بسوی تو#محمد معتمدی
دیدگاه ها (۳)

آدما رو نمیشه فهمید هرکسی درون خودش ی آدم دیگه ست

من همان خسته‌ی بی‌حوصله‌ی غم‌زده‌ام.....!

اگر تو را جویمحدیث دل گویمبگو کجایی؟🌱🌸🌸🌸🌸🌸🌸

اگر تو‌را جویم ، حدیث‌ دل گویم ؛ بگو کجایی؟!ــــــــــــــــ...

متن زیباازطرف خدا،،🎆 عالم ز برایت آفریدم، گله کردی🎇 از روح خ...

شهید زنده ای جانباز نستوهصلابت در تنت پیچیده چون کوهگل خورشی...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

رمان آغوشی از جنس خطر/پارت اول 1

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❾با من بیا؛ با من به آن ستاره بیابه آن ستاره ای ک...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 15چطور شده که جئون ج...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و چهارم: سمفونیِ سکوت و اعترافِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط