Fate is predetermined.

part: 17


حدود یک هفته و چند روزی با همین روال گذشت
تقریبا عادت کرده بودن به خونه جدیدشون و اعتراضی نداشتن


مینا: الیزا، میتونی در رو باز کنی عزیزم


الیزا رفت به سمت در و با باز کردن در با پسری چهارشونه که قد بلند استایل سیاهی داشت رو به رو شد

الیزا: عام...بفرمائید؟


از پشت پسره میسون اومد جلو

میسون الیزا رو در آغوش کشید و بوسیدش

میسون: خوبی عزیزه خاله؟ اینجا که بهتون بد نگذشت؟
الیزا: عا...نه خاله خیلی خوب بود ممنون

از هم جدا شدن و الیزا میسون رو به داخل راهنمایی کرد
میسون: جونگکوک بیا عزیزم

پسر چهار شونه ای که تا الان دست به سینه و تکیه داده به چهارچوب در بود به سمت الیزا اومد و دستشو جلوش دراز کرد

جونگکوک: سلام خانم پاریسین (خانم پاریسی، چون الیزا فرانسوی هست و اونجا بزرگ شده)

الیزا دستش رو توی دست های جونگکوک گزاشت و جونگکوک بوسه ای روی دست هاش گزاشت و بعد به سمت داخل رفت


میسون: مینا؟ کجایی؟

مینا سراسیمه اومد و به میسون نزدیک شد

مینا: چیزی شده؟ بابا گفته نمونم خونت؟ ببخشید میسون

میسون خنده ای کرد وگفت: اروم باش عزیزم هیچی نشده، بابا رو دارم راضی میکنم که برگردین ولی فعلا چیزی نشده...ولی خیلی نرم شده و میگه شاید گزاشتم برگردن
مینا: اها، ترسیدم

میسون خنده ای کرد و مینا رو بقل کرد و بعد سریع ازش جدا شد

میسون: ببین با کی اومدم، جونگکوک
مینا: جونگکوکه؟
میسون: اره

مینا به سمت جونگکوک اومد و بقلش کرد

مینا: وای عزیزم چقدر بزرگ شدی
جونگکوک: ممنون خاله

میسون: جونگکوک، ایشون مینا خاله شماست و الیزا دخترشون، یول کجاست؟
مینا: رفته بود بیرون چنتا خرید داشتیم
میسون: اها، من اومدم هم یه سری بهتون بزنم هم بگم که نگران نباشین به زودی برمیگردین
مینا: ممنون عزیزم
دیدگاه ها (۲۸)

تنها امید زندگیم پارت ۴ویو راوی :ات بعد از ۵ دقیقه به داخل ب...

Part ¹⁶ویو لیلی با این چیزی که از دهن مادر جون اومد بیرون شو...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 223♡⁠。⁠)⁩بابا ج...

گل خونی پارت 49تهیونگ عصبی شد و با نفرت لب های جونگکوک رو می...

« 𝑩𝒆𝒇𝒐𝒓𝒆 𝒍𝒆𝒂𝒗𝒊𝒏𝒈 »« پارت : اول » جونگکوک با تکون خوردن تخت ب...

part ⁶ویو جونگکوک:وقتی بابام تلفن و قطع کرد چند ثانیه به گوش...

part 51آلینا دسته گل رو برد نزدیک صورتش و از اعماق وجودش عطر...

ترکم نکن

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p21چند دست لباس خ...

((جوانه عشق در قلبی سنگی))Part:20(ویو لارا)وقتی که جونگکوک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط