{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک شبی مجنون نمازش را شکست

یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضوع در کوچه لیلا نشست
عشق آنشب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود!
گفت:یارب ! از چه خارم کرده ای؟!
برصلیب عشق دارم کرده ای؟!
خسته ام زین عشق دل خونم نکن
من که مجنونم ! تو مجنونم نکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و این لیلای تو…من دیگر نیستم!
گفت:ای دیوانه , لیلایت منم
در رگت , پنهان و پیدایت منم
سالها باجور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم
صدقمار عشق یک جا باختم
گفتم عاقل میشوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یا رب…
دیدگاه ها (۷)

سلام دوستان نماز روزه هاتون مورد قبول حق "لطفا تا آخر پستمو ...

دوستان لطفا بیاین پست آخرم حتما" چون نظر شما عزیزان واسم خیل...

عمری گذشت تا باورمان شد آنچه را باد برد …خودمان بودیم!

عمری گذشت تا باورمان شد آنچه را باد برد …خودمان بودیم!

رمان تو خود منی

پارت دوم | یک سقف، دو دشمندرِ عمارت با صدای بلندی پشت سرشان ...

ادامه پارت 100همه نگاه ها روی مامان رفت که محکم به جونگکوک ن...

رقص مرگ و عشقp¹⁰دستشو آروم برداشت_برو...بیرون+عامم خبدوباره ...

ابلیس

فیک انتقام یا عشق

انتقام یا عشق

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط