{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#قلم_نوشت

#قلم_نوشت

من هیچ وقت احساس دلزدگی را تجربه نکردم...
هیچ وقت برای آدمهای عزیزِ زندگی‌ام عوض نشدم
و همیشه دوست‌شان داشتم!
هیچ وقت از کسی یا چیزی که روزی،
زمانی، بخشی از احساسم را کف دستش گذاشتم، سرد نشدم و از راه رفته برنگشتم!
متنفر نشدم و آدمهای دوست داشتنیِ زندگی‌ام، راه قلبم را گم نکردند!
من همیشه به دوست داشتنم وفادار بودم!
پایِ ادعاهای خودم ایستادم و
حرف گفته‌ی خودم را پس نگرفتم!
سخت می‌گویم ولی گفته‌های کم و کمرنگم،
می‌ارزد به هزاران گفته‌های رنگارنگ ولی توخالیِ آدمها!
ولی پای ماندنم می‌لنگد اگر، احساسم را نادیده بگیرند،
قدر محبتم را ندانند و قلب دنیایم را خراش دهند!
می‌خواهم بگویم فرقی نمی‌کند زن باشی یا مرد، برای گفتن «دوستت دارم» محتاط باشید!
آدمها تشنه‌اند...تشنه‌ی عشق و دوست داشته شدن...
عادت می‌کنند...باور می‌کنند و روی احساس شما حساب می‌کنند!
دوست داشته باشید همدیگر را...
دوست داشتن رنگِ دنیای آدمها را روشن می‌کند!🥰

🍃🌸
دیدگاه ها (۰)

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

پارت معرفی

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

پروانه جان

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

خب ی داستانی رو که قبلاً نوشتم رو می‌زارم البته داخل پست ه...

پارت دهم | بین عشق و رفاقترزا با نگرانی به آن دو نگاه کرد.ـ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط