آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟
بى وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا؟

نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر مى خواستی, حالا چرا؟

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توأم, فردا چرا؟

#نازنینا-مابه-ناز-تو-جوانی-داده‌-ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟

ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت
این قدر با بخت خواب آلود لالا چرا؟

آسمان چون شمع مشتاقان پریشان می‌کند
در شگفتم من نمى پاشد زهم دنیا چرا؟

شهریارا بی حبیب خود نمى کردی سفر
این سفر راه قیامت مى روی تنها چرا؟ 
دیدگاه ها (۳)

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

سناریو: ماه سرخ

True Love①①تهیونگهمون‌طور که به درِ بسته خونه‌ی پدربزرگش خیر...

p18

خانوم مدیرعاملپارت ۱۴ | دعوت به فرانسهفردای آن روز، شرکت دوب...

سناریو جدید

#ارباب‌سنگدل #پارت_26رفتم اشپزخونه نگاهی به اطراف انداختم هی...

پارت چهل‌وسوم | مقصدپارک لاراصبح با نور کم‌رنگی که از لای پر...

My lovely neighbor part : 72

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بى وفا حالا که من افتاده‌ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط