{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

KIM V

part one

کیم‌وی


ژانر: اسمات، رومنس، تخیلیی
هر روز ۱۰ تا پارت میزارم براتون اگه خوب حمایت کنین
شخصیت ها:
کیم تهیونگ
25 ساله
رنگ چشم طوسی مایل به ابی

قوی ترین و رهبر پک

لی ات:
17 ساله
رنگ چشم عسلی
کیوت ترین و در عین حال سسکی ترین

مین یونگی:
27 سال
رنگ چشم میشی
پسر خاله و مشاور تهیونگ

پارک شین هه
18 سال
رنگ چشم طوسی
سفید با چشمای سبز عسلی

................
ات
بیدار میشی یا به روش خودم بیدارت میکنم عزیزم!!!! ات
بعد از تکون کوچیکی که تو جای گرم و نرمم میخوردم دوباره با احساس نوازش خواب روی پلکای پف کردم، میگیرم میخوابم.
واقعا هیچ خواب به اندازه خواب صبح به جون ادم نمیچسبه......

هنوز غرق در لذت خواب بودم یهو مثل برق گرفته ها از خواب پریدم و با نیشخند کاملا محسوس مادر عزیز تر از جانم روبه رو شدم.
هنوز در حال آنالیز اتفاقی که اقتاده بودم، یهو جیغ زدم مامااااااااان...
مامانم بلند بلند داشت به ریش نداشته من میخندید از این قیافه مسخرم که شبیه خرگوش آب کش شده بود لذت می برد.

پارچ آب کنار گذاشت جوله رو بهم داد تا موهامو خشک کنم بعد هم سرم بوسید گفت:

خرگوشم 3 ساعت دارم صدات میکنم، نمیدونم چه خوابی می دیدی که ازش دل نمیکندی ولی باید بگم 30 دقیقه بیشتر فرصت نداری آماده بشی برای مدرسه الان شین هه میرسه!

تازه فهمیدم چرا ازطرف مادرم کتک خوردم!!

سریع بلند شدم رفتم دستشویی خدایا چه غلطی کنم دستشویی من خودش نیم ساعت زمان میبره...

بعد از انجام عملیات فتح چاه، سریع مسواک زدم موهام سشوار کردم، اومدم بیرون کیفم برداشتم دفتر طرحی عزیز تر از جانم انداختم توی کیف اسرارآمیزم و بلاخره تمام..

سریع از نرده ها مثل موشک اومدم پایین سمت در میرفتم که مامانم گفت کجا صبحونه نخوردی!!
ات: مامان همین الانشم دیر شده!
مامان: ساکت شو ات بهونه نیار هنوز شین هه نیومده بیا بشن اول صبحانه بخور بعد برو..
چندتا لقمه نون با عشق زندگیم شیرموز خوردم که صدای بوق ماشین شین هه اومد
.
سریع کیفم برداشتم از مامان خداحافظی کردم اومدم بیرون.

به سمت ماشین شین هه میرفتم نمیدونم چطور پام توی پام گیر کرد و روی شیشه ی ماشین پخش شدم، ای خدا شد یبار شد من جلوی این جوجه چموش سوتی ندم...

سریع یه ژست ورزشی گرفتم تا گندی که زدم درست کنم بعد نشستم تو ماشین.

شین هه که از خنده سرخ شده بود گفت: سلام خوردی خرگوش حواس پرت
دیدگاه ها (۱۵)

سیلام 🎀🧸 بریم برای پارت گذاری ؟بزن بریممممممویو«نامجون»با صد...

وقتی میریم ایران ولی تحر.یک میشه. .._ حالا ساکت باش میخوام ب...

چند پارتی کوک╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 1«ویو ا.ت»صبح با صدای زنگ گوشیم از خوا...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

......//برده ی زیبا//.....

My idol

My nurse

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط