{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ارباب خشن من

ارباب خشن من
#Part21
ویو کوک
شستمش و از حمام اوردمش بیرون
من با حوله روی تخت دراز کشیده بودم ولی اون لباساشو تنش کرد
+بیا این جا بشین
_چرا؟
+میخوام خودم موهاتو خشک کنم
داشت موهامو خشک میکرد که بعدش اومد روی پاهام نشست
و دستشو دور گردنم حلقه کرد
و سرشو روی سی.نم گذاشت
+خوابم میاد
_بخوابیم
+اوهوم
_باش
بلندش کردمو باهم خوابیدیم
از خواب بیدار شدم و با موهای بهم ریخته رفتم پایین
دیدم توی اشپزخونست
و رفتمو محکم از پشت بغلش کردم
_یا چاقو دستمه ترسیدم
+اشکالی نداره میخوام همین جوری بغلت کنم
_باشه پس منم همین جوری اشپزی میکنم
+باشه ولی بعدش بیا بریم بیرون
_قول نمیدم
+من که میدونم منو میبری
_(خنده )
_ببین برات چی درست کردم با هزار بد بختی تازه دستمم سوختتتتت
+وایییی مرسیی
(خب خودتون میدونین چی دوست داره دیگه )

_حاضر شو بریم
+دیدی گفتم میبریم
_حالا ...
+ندزدنت ی وقت تیپ زدی 😂
_نه تو نگران نباش ولی فقط
+فقط چی ؟
_رفتی بالا یک دست به موهات بکش( از خنده جر میخورد )
+گگگ
_برو ببینم بچه پر رو
حاضر شدو باهم رفتیم همون جای قبلی که همیشه میرفتیم
+میشه برم اب میوه بگیرم
_خیلی شکمویی بزار قبلی بره پایین تپل میشیا
+هر چی باشم از جین کم تر میخورم بعدشم تپلمم خوبه
_میگن کمال هم نشین در تو اثر میکند بیا یک چند وقت با سوکجین بودی مثل اون شدی
+عه تو نگران نباش میرم همین جا بشین
_اوکی
شبیه بچه های خوشحال گرفت و داشت میومد که یک هو


لایک ۳۰ باشه اوکیه؟
فالو هم همون ۱۰ تا
دیدگاه ها (۳۹)

پارت ۲۳

پارت نهیون: جیغغغغغغغیونگی: مرگ عوضی دهنتو ببند یون: تو توی ...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁹²دوباره رفتم داخل و یونگی هم پشت...

Iove and the moonPart25یونا: کوک میگم اگه یه روز بفهمی یه ن...

وانشات هایکیو درخواستی

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

درودمن زندم👈🏻👉🏻࿚ ! ࢠـډࢪ ۾َــںْ ، هـآࢪۅڇـیـࢪۅ ! ࿙# ℘ᾰԻт→❺–«با...

فیک تهیونگ

پارت سوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط