{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.......

.......
لبهای غزلخوان تو را بوسه زنم سخت
مدهوش نفسهای تو این عاقل خوشبخت

تا شعر تلاوت کنی و شور برانی
چون جام شرابی بنشینم لب آن تخت

دستت به کمرحلقه ی آغوش تو هم تنگ
دیوانه شوم در دم و آزاد کنی رخت

بر سیم نفسهای تو مضراب لبم ضرب
با بوسه ی پیوسته ی تو جان و تنم لخت

بر بستر تنهایی ما مرغ حق؛ آهنگ
پر کرده نهانخانه ی ما،شادم ازاین بخت

عطر تن گلخانه ی تو بوی تن من
دستان تو در دست و خیالی که شود تخت

هر بند من و تو شده اینجا گره در هم
ناگفته زیاد است ولی قافیه ام سخت.....
دیدگاه ها (۴)

#تاج_و_طوفانپارت ۲۰۸: انفرادیجونگ‌کوک نفس عمیقی کشید، هرچند ...

لبهای غزلخوان تو را بوسه زنم سختمدهوش نفسهای تو این عاقل خوش...

لبهای غزلخوان تو را بوسه زنم سختمدهوش نفسهای تو این عاقل خوش...

عطر تن گلخانه ی تو بوی تن مندستان تو در دست و خیالی که شود ت...

مثل پاندای احمقی بودنبه خیال درخت چسبیدنترس ِ از فرق خواب و ...

کل کل شاعری : موضوع بوسه مهدی ذوالقدر:در کوچه خلوت بدوی می‌ب...

#جسدهای_بیحصار_اندیشه #قسمت_شانزده_ام حوله رو دور خودش پیچید...

آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟پارت ۸۴(ویو لنا)=کمی وزنم بیشتر ش...

یکم طولانی و شعرهای قشنگیهچند وقت قبل یک رباعی گذاشتم توی g...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط