لبهای غزلخوان تو را بوسه زنم سخت

لبهای غزلخوان تو را بوسه زنم سخت
مدهوش نفسهای تو این عاقل خوشبخت

تا شعر تلاوت کنی و شور برانی
چون جام شرابی بنشینم لب آن تخت

دستت به کمرحلقه ی آغوش تو هم تنگ
دیوانه شوم در دم و آزاد کنی رخت

بر سیم نفسهای تو مضراب لبم ضرب
با بوسه ی پیوسته ی تو جان و تنم لخت

بر بستر تنهایی ما مرغ حق؛ آهنگ
پر کرده نهانخانه ی ما،شادم ازاین بخت

عطر تن گلخانه ی تو بوی تن من
دستان تو در دست و خیالی که شود تخت

هر بند من و تو شده اینجا گره در هم
ناگفته زیاد است ولی قافیه ام سخت
دیدگاه ها (۳)

فرشته‌ی وحشی‌ منکاپل:هیونلیکس ژانر: امگاورس، ازدواج اجباری، ...

لبهای غزلخوان تو را بوسه زنم سختمدهوش نفسهای تو این عاقل خوش...

.......لبهای غزلخوان تو را بوسه زنم سختمدهوش نفسهای تو این ع...

عطر تن گلخانه ی تو بوی تن مندستان تو در دست و خیالی که شود ت...

🌱🍒دلم از رفتن تو سخت به هم می ریزدبروی واژه ی "خوشبخت" به هم...

دلم از رفتن تو سخت به هم می ریزد.بروی واژه ی "خوشبخت" به هم ...

دلم از رفتن تو سخت به‌هم می‌ریزدبروی واژه‌ی خوشبخت به‌هم می‌...

چشمان تو یادم داد فریاد کشیدن راتا قله به سر رفتن از کـــوه ...

کل کل شاعری : موضوع بوسه مهدی ذوالقدر:در کوچه خلوت بدوی می‌ب...

تو تو تخت خودت خوابیدی و راحتی غذات یه وقتی داره و خوابت ساع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط