ادامه پارت ۸

جیمین داشت به انتهای توانش نزدیک می‌شد که ناخداگاه به جسم آلفا چنگ انداخت و خراش هایی ماندگار روی پشت دو کتف او ایجاد کرد ،،، به گردن آلفا حمله کرد و گاز محکمی از او گرفت و با جیغی خفه تمام مایع بدنش رو روی شکم و سینه آلفا خالی کرد ...

صحنه اینقدر برای آلفا زیبا و قوی بود که او هم با احساس درد و لذت شدیدی در پایین تنه به پهلو های اومگا چنگ زد و با تمام توان درون اومگا خالی شد ،،،، اینکه تا چند دقیقه در همان حالت فقط در آغوش هم بدون هیچ صحبتی مانده بودند عجیب بود

ولی آرامش خاصی داشت ...
.
(بیرون اتاق)
.

جونکوک با شنیدن صدا های داخل اتاق جوری دستش روی دستگیره خشک شده بود که ... احساس میکرد قلبش دیگه نمی تپه ...
یعنی چی؟
منظور جیمین چی بود؟
چند وقت بود باهم بودن؟؟
پس چرا جوری رفتار کرد انگار از ژنرال مین متنفره...؟؟؟
مگه میشه از یکی متنفر بود و برای داشتنش جیغ کشید ...!؟؟؟؟
چرا هیونگش اتفاق به این مهمی رو به او نگفته بود ،،، در همین افکار بود که احساس کرد صدایی به آرومی نزدیک می‌شد که ...
جونکوک برگشت و به خدمتکار نگاه کرد
خدمتکار کمی با تعجب به اون نگاه کرد که...
جونکوک: به خدمتکار ها بگو که کسی بالا نیاد و بعداً اگه اربابت رو دیدی بهش بگو من ...

#MyArirang
دیدگاه ها (۱)

گل خونی پارت 47تهیونگ وارد شود جیمین با سرعت رفت پیشش # به ج...

عشق بی پایان

پارت4۶جانم۳میگم....۶چی؟۳امگایی یا آلفا(بچه ها یادم رفت بگم ا...

𝓥𝓸𝓻𝓸𝓳𝓪𝓴 𝓮 𝓶𝓪𝓷⁴توی راه برگشت به خونه، جیمین با اخم و سکوت، پش...

🖤 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پارت بیست‌ویکم 𓆪ات چند ثانیه به پاکت خیره م...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁷ویو میکا_____سرش رو ب...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : چهارم » « ذهن جیمین : وقتی خوابیدم س...

رمان : رفتار سرد

پارت چهارم: پنجشنبه، کاغذی که جدا میشهپنجشنبه شد و مدرسه نصف...

Fabric of Love~P5ویو بار*صدای خنده های مرد ها و زن های مست ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط