پارت4
پارت4
۶جانم
۳میگم....
۶چی؟
۳امگایی یا آلفا
(بچه ها یادم رفت بگم امگاورس هم هست)
۶هردو
۳هااااا؟
۶من تاپ هستم (امیدوارم درست گفته باشم⚡)
۳اها من انیگما همون آلفا
۶ اوهوم ولی جیمین امگاست
۳یونگی هم آلفا.......واستا ببینم چی؟...جیمین؟
۶ار.....واییییییی!!!!!!
۳شما داریم گولمون نیزنیدددد؟
۶ چی بگم .....نه
۳ اسم تو چیه ها؟
۶من سیو
۳ دارم اسم واقعیت رو میگم
۶ اه....شوتا
۳ آها.....
۶رایتی چرا پرسیدی امگام یا آلفا
۳هیچی...(داداش چرا میپیچونی بود دوست دارم خوووو)
۶ راستش رو بگو
۳ باشه.......(تو ذهن جیهوپ:حالا چی بگمممم...آها فهمیدم) همونطور که خودت میدونی فردا ماه کامله و آلفا ها میریزن بیرون پس تو باید یک اتاق جدا باشی.
۶نگران نباش چون تاپ هستم رایحه آلفا ام رو آزاد میکنم تا فکر کنن آلفا ام تمام
۳باشه پس....من امگام خیلی کم پیدا میشه بیا باهم بریم جنگل وقتی ماه کامل شد
۶ اوکی خیلی جنگل دوست دارم
۳ عالیه
۶ محشره
۳ حالا بزار لباسات رو تنت کنم.
(جیهوپ لباسای شوتا رو تنش کرد و خوابیدن ولی جدا)
نویسنده:بچه ها صبح روز بعد همه درگیر وصل کردن حفاظ و جدا کردن امگا از آلفا ها بودن تا عاصیبی نبینن.
و جفت هارو هم تو یک اتاق میزاشتن تا اگه آلفا یا امگا اون جفت حالشون بد شد بتونن آروم بشن.
حالا بریم(ویو شب)
جیمین تو یک اتاق بود و دقیقا همون شب هیت شده بود و چون میدونست الفاش یونگی هستش از درد اسمش رو صدا میزد
۵یونگیییییییییییییییی(با داد خیلی زیاد)
(یونگی هم تو اتاق جدا بدون توجه داشت از پنجره مشترک به حرف های جیمین گوش میداد)
۴ چته
۵یونگی کمکم کن(با گریه)
۴چرا؟
۵ چون هست شدم...اه...آیییی
۴چرا به من میگی؟؟؟
۵ آخه مگه تو نفهمیدی...آیییی
۴ چی رو نفهمیدم؟
۵ اینکه من امگاتم.....اخخخخخخ
۴ دروغ میگی نشونه بده
۵ مگه تو نباید الان وحشی بشی؟
چرا داری صدای گرگت رو خفه میکنی؟
به حرفش گوش بده یونگی من نمیتونم تحمل کنممممممم(عربده)
۴ (یونگی به حرف گرگش گوش داد و فهمید جیمین جفت حقیقیشه.)
(سریع رفت تو اتاق جیمین لباس های جیمین رو در آورد و یک قرص هیتی بهش داد.
ولی دووم نیاورد و لبای امگاش رو مکید که جیمین گفت:میشه سریم خودت رو بهم بدی من نمیتونم تحمل کنممممممم .
یونگی لباس هایش رو در آورد همزمان با یونگی جیمین باکسرش رو در آورد یونگی هم باکسر خودش رو درآورد
و شروع کرد دیکش رو تو جیمین کرد و نگهداشت وقتی فهمید عادت کرده حرکت کرد و هردوتاشون ارضا شدن و خوابیدن.
بریم (ویو جنگل جیهوپ و شوتا)
۶جانم
۳میگم....
۶چی؟
۳امگایی یا آلفا
(بچه ها یادم رفت بگم امگاورس هم هست)
۶هردو
۳هااااا؟
۶من تاپ هستم (امیدوارم درست گفته باشم⚡)
۳اها من انیگما همون آلفا
۶ اوهوم ولی جیمین امگاست
۳یونگی هم آلفا.......واستا ببینم چی؟...جیمین؟
۶ار.....واییییییی!!!!!!
۳شما داریم گولمون نیزنیدددد؟
۶ چی بگم .....نه
۳ اسم تو چیه ها؟
۶من سیو
۳ دارم اسم واقعیت رو میگم
۶ اه....شوتا
۳ آها.....
۶رایتی چرا پرسیدی امگام یا آلفا
۳هیچی...(داداش چرا میپیچونی بود دوست دارم خوووو)
۶ راستش رو بگو
۳ باشه.......(تو ذهن جیهوپ:حالا چی بگمممم...آها فهمیدم) همونطور که خودت میدونی فردا ماه کامله و آلفا ها میریزن بیرون پس تو باید یک اتاق جدا باشی.
۶نگران نباش چون تاپ هستم رایحه آلفا ام رو آزاد میکنم تا فکر کنن آلفا ام تمام
۳باشه پس....من امگام خیلی کم پیدا میشه بیا باهم بریم جنگل وقتی ماه کامل شد
۶ اوکی خیلی جنگل دوست دارم
۳ عالیه
۶ محشره
۳ حالا بزار لباسات رو تنت کنم.
(جیهوپ لباسای شوتا رو تنش کرد و خوابیدن ولی جدا)
نویسنده:بچه ها صبح روز بعد همه درگیر وصل کردن حفاظ و جدا کردن امگا از آلفا ها بودن تا عاصیبی نبینن.
و جفت هارو هم تو یک اتاق میزاشتن تا اگه آلفا یا امگا اون جفت حالشون بد شد بتونن آروم بشن.
حالا بریم(ویو شب)
جیمین تو یک اتاق بود و دقیقا همون شب هیت شده بود و چون میدونست الفاش یونگی هستش از درد اسمش رو صدا میزد
۵یونگیییییییییییییییی(با داد خیلی زیاد)
(یونگی هم تو اتاق جدا بدون توجه داشت از پنجره مشترک به حرف های جیمین گوش میداد)
۴ چته
۵یونگی کمکم کن(با گریه)
۴چرا؟
۵ چون هست شدم...اه...آیییی
۴چرا به من میگی؟؟؟
۵ آخه مگه تو نفهمیدی...آیییی
۴ چی رو نفهمیدم؟
۵ اینکه من امگاتم.....اخخخخخخ
۴ دروغ میگی نشونه بده
۵ مگه تو نباید الان وحشی بشی؟
چرا داری صدای گرگت رو خفه میکنی؟
به حرفش گوش بده یونگی من نمیتونم تحمل کنممممممم(عربده)
۴ (یونگی به حرف گرگش گوش داد و فهمید جیمین جفت حقیقیشه.)
(سریع رفت تو اتاق جیمین لباس های جیمین رو در آورد و یک قرص هیتی بهش داد.
ولی دووم نیاورد و لبای امگاش رو مکید که جیمین گفت:میشه سریم خودت رو بهم بدی من نمیتونم تحمل کنممممممم .
یونگی لباس هایش رو در آورد همزمان با یونگی جیمین باکسرش رو در آورد یونگی هم باکسر خودش رو درآورد
و شروع کرد دیکش رو تو جیمین کرد و نگهداشت وقتی فهمید عادت کرده حرکت کرد و هردوتاشون ارضا شدن و خوابیدن.
بریم (ویو جنگل جیهوپ و شوتا)
- ۲۴۹
- ۳۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط