رمان توکیو ریونجرز
نکته : ا.ت خواهر تنیه شینیجیرو و مانجیرو هست
ا.ت از بچگی با دوستای مایکی آشنا بود و هر وقت میتسویا را میدید دست پاچه میشد
یه بار بعد مدرسه که اومد خونه دزدکی حرف های مایکی و دراکن رو شنید.
ویو ا.ت : باید به اما بگم نگم الان خودمو لو بدم ندم وایی هنگ کردم .
در زدی و رفتی داخل اتاق مایکی تا بهش در مورد عشقی که به میتسویا داری بگی
وقتی رفتی تو چون اما هم پیشت بود دراکن بهش گفت برن بیرون و رفتن.
ا.ت هم از خجالت تبدیل به گوجه شده بود که مایکی پرسید : ا.ت چان چی شده .
ویو ا.ت: وایی پرسید خ خب م من ..... ع عا .. عاشق م میتسو .. یام .
(ویو ادمین : مغزم ریده هیچی به ذهنم نمیاد دیگه ببخشید)
مایکی جواب داد: جدی (تعجب زده)
ا.ت گفت : ا اره
نکته از اون جایی که میتسویا قبلا به مایکی گفته بوده که ا.ت را دوست داره مایکی تعجب زده بود
مایکی : ا آها حالا چرا به من گفتی؟
ا.ت : خب اگه مردم بهش تو بهش بگو دوسش دارم
ویو مایکی:امشب ا.ت را با خودم ببرم تو جلسه گنگ یا نه ...... میبرمش
ا.ت امشب با من بیا بریم جلسه گنگ تومان.
ا.ت : ها باشه ساعت چند میری
مایکی:همین الان برو آماده شو اما هم میاد
ا.ت رفت آماده شد و رفتن به جلسه ا.ت و اما یجا نشسته بود که ا.ت داشت به اما میگفت که عاشق میتسویا س که یهو
پارت بعدی هم به زودی میزارم
ا.ت از بچگی با دوستای مایکی آشنا بود و هر وقت میتسویا را میدید دست پاچه میشد
یه بار بعد مدرسه که اومد خونه دزدکی حرف های مایکی و دراکن رو شنید.
ویو ا.ت : باید به اما بگم نگم الان خودمو لو بدم ندم وایی هنگ کردم .
در زدی و رفتی داخل اتاق مایکی تا بهش در مورد عشقی که به میتسویا داری بگی
وقتی رفتی تو چون اما هم پیشت بود دراکن بهش گفت برن بیرون و رفتن.
ا.ت هم از خجالت تبدیل به گوجه شده بود که مایکی پرسید : ا.ت چان چی شده .
ویو ا.ت: وایی پرسید خ خب م من ..... ع عا .. عاشق م میتسو .. یام .
(ویو ادمین : مغزم ریده هیچی به ذهنم نمیاد دیگه ببخشید)
مایکی جواب داد: جدی (تعجب زده)
ا.ت گفت : ا اره
نکته از اون جایی که میتسویا قبلا به مایکی گفته بوده که ا.ت را دوست داره مایکی تعجب زده بود
مایکی : ا آها حالا چرا به من گفتی؟
ا.ت : خب اگه مردم بهش تو بهش بگو دوسش دارم
ویو مایکی:امشب ا.ت را با خودم ببرم تو جلسه گنگ یا نه ...... میبرمش
ا.ت امشب با من بیا بریم جلسه گنگ تومان.
ا.ت : ها باشه ساعت چند میری
مایکی:همین الان برو آماده شو اما هم میاد
ا.ت رفت آماده شد و رفتن به جلسه ا.ت و اما یجا نشسته بود که ا.ت داشت به اما میگفت که عاشق میتسویا س که یهو
پارت بعدی هم به زودی میزارم
- ۱۰.۲k
- ۱۵ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط