ای دلبر شیرین دهن! ای دخترک لوس!

ای دلبر شیرین دهن! ای دخترک لوس!
ای #چشم تو در لشگر چشمان شده محبوس!
.
در پیچ و خم زلف شما گم شده ام، وای...!
این پیچش زلف است و یا جاده ی چالوس؟
.
تب کرده ام انگار... دوباره بدنم را
آتش زده گرمای تنت حضرت ققنوس!
.
سر درد شدم بس که از اندام تو گفتم
تجویز شد از روی #لب ت «استامینوبوس»
.
من داغ تر از داغ همان طور که خورشید
تو سرد تر از یخ شده ای مثل اورانوس
.
کمتر سر من داد بزن اسقف اعظم
بس کن که دگر کر شدم از نغمه ی ناقوس
.
شرط پدرت بود مهندس شوم اخر
ما شاعران را چه به سینوس و کسینوس!
.
شبهای من و خواب! عجب امر محالی...!
یک روز به دور از تو برایم شده کابوس
.
گفتی که به فکر سفری از دلم و من
از شعر نوشتن شده ام بعد تو مایوس
.
گفتم برو اما، جگرم سوخت پس از تو
بعد تو شده کار دلم ناله و افسوس...



#عاشقانه_های_الهه
دیدگاه ها (۲۴)

پارت ۹ (ویو یونمین)«خب جونک‌کوک‌....ساعت ⁶:³² هست دیگه باید ...

پارت ۴ ویو مادر تهیونگ :حق با تهیونگه ا/ت واقعا دختر خوبیه ا...

THE FIRST KISSPART: 7اسماتیدفه نگاهم رو بدنش قفل شد بدنش اصل...

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

مافیای من

free from the court (p1)

پارت: 30 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخرِ بعدازظهر با ...

رمان اسیر خان پارت پنجم 5

پارت ۴۴ آن شب تهیونگ با چند تا از دوست‌هاش بیرون رفته بود.قر...

My professorChapter:2Part:118سئول | ساعت ۲۲:۳۷شب سردتر از هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط