پارت ششم:
ویو دایون: با رونا،بینا و اون وو داشتیم تو راهرو کلاس قدم میزدیم که جیمین جلومون دوباره مثل کره خر سبز شد😐
ویو جیمین: رونا برات دارم..فقط وایسا و تماشا کننننن(با حرص و دااادد)
همینطور داشتم غرغر میکردم که دیدم رونا با دوستاش با.....یه پسررر؟؟😤
چطور جرعت کرده هااان؟😫(پسرکم غیرتی شد😬)
تهیونگ: میگم اون دایون نیست؟با رونا و بینا؟
جونگ کوک: آره انگار..اون پسره دیگه کیه هااا؟
جیمین: آهای..تو دیگه کیی؟چرا پیش اینایی ها؟
ویو رونا: دوباره این کله تخم مرغی اومد.
اون وو: منظورت اون پسره جیمینه؟
بینا: کاملا منظورمون همونه.😐
دایون: دوباره چیه😪من تازه اومدم..حوصله ندارممم
دوباره این جیمینه گیر داد به من(همونی که جیمین گفت این دیگه کیه)
رونا: ببین بیا یه معامله کنیم.دست از سرم بردار..منم قول میدم که نکشمت😊
جیمین: تو فسقلی میخوای منو بکشی؟(با طعنه گفتاا)
رفتم در گوششو گفتم: اون مافیای دختر کیه هاا؟پس بهتره مراقب باشی😌
ویو جیمین: داشتم باهاش بحث میکردم، اومد در کوشم گفت که همون مافیای دختره🙄
باور نمیکردم چی میگه..
اون وو: یاا.رونا داری چیکار میکنی؟
دایون و بینا: میچاساا(همون دیوونه شدی خودمون)
منم رفتم در گوشش گفتم: پس تو مافیایی هاا؟پس با منم آشنا شوو.پارک جیمین..مافیای کره😏
اومدم یه چی دیگه بگم که اون وو پرید وسط.
اون وو: واااای. بسه دیگههه..خسته شدم..بدویید برید سرکارتون دیگهه..
پسرههه..آیگووو.
جیمین: بیا اینجا ببینم پسره
که تهوینگ و کوکی جلومو گرفتن.
رونا: وای بسه دیگه بیا اینجا یه مست حرومت کنم پسره کسکیااا
که بینا و اون وو جلومو گرفتن...
ادامه دارد.......
ویو جیمین: رونا برات دارم..فقط وایسا و تماشا کننننن(با حرص و دااادد)
همینطور داشتم غرغر میکردم که دیدم رونا با دوستاش با.....یه پسررر؟؟😤
چطور جرعت کرده هااان؟😫(پسرکم غیرتی شد😬)
تهیونگ: میگم اون دایون نیست؟با رونا و بینا؟
جونگ کوک: آره انگار..اون پسره دیگه کیه هااا؟
جیمین: آهای..تو دیگه کیی؟چرا پیش اینایی ها؟
ویو رونا: دوباره این کله تخم مرغی اومد.
اون وو: منظورت اون پسره جیمینه؟
بینا: کاملا منظورمون همونه.😐
دایون: دوباره چیه😪من تازه اومدم..حوصله ندارممم
دوباره این جیمینه گیر داد به من(همونی که جیمین گفت این دیگه کیه)
رونا: ببین بیا یه معامله کنیم.دست از سرم بردار..منم قول میدم که نکشمت😊
جیمین: تو فسقلی میخوای منو بکشی؟(با طعنه گفتاا)
رفتم در گوششو گفتم: اون مافیای دختر کیه هاا؟پس بهتره مراقب باشی😌
ویو جیمین: داشتم باهاش بحث میکردم، اومد در کوشم گفت که همون مافیای دختره🙄
باور نمیکردم چی میگه..
اون وو: یاا.رونا داری چیکار میکنی؟
دایون و بینا: میچاساا(همون دیوونه شدی خودمون)
منم رفتم در گوشش گفتم: پس تو مافیایی هاا؟پس با منم آشنا شوو.پارک جیمین..مافیای کره😏
اومدم یه چی دیگه بگم که اون وو پرید وسط.
اون وو: واااای. بسه دیگههه..خسته شدم..بدویید برید سرکارتون دیگهه..
پسرههه..آیگووو.
جیمین: بیا اینجا ببینم پسره
که تهوینگ و کوکی جلومو گرفتن.
رونا: وای بسه دیگه بیا اینجا یه مست حرومت کنم پسره کسکیااا
که بینا و اون وو جلومو گرفتن...
ادامه دارد.......
- ۱.۸k
- ۲۳ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط