←←من مرده ام→→
←←من مرده ام→→
زندگے بہ زنده بودن نیست،
بہ نفس کشیدن نیست،
بہ جریان خون و تپش قلب نیست،
من مرده ام...
وقتے شوقے در جانم،
فروغے در چشمهایم،
و نبضے در احساسم نیست..
وقتے فراموش شده ام،
و نہ چشمے انتظارم را مےکشد،
نہ قلبے برایم مےتپد،
نہ در خاطرے زنده ام...
←یقینا مرده ام...→
در اوج غریبے و تنهایے...
و آنقدر آرام و بیصدا،
کہ انگار هرگز متولد نشده ام!!..
زندگے بہ زنده بودن نیست،
بہ نفس کشیدن نیست،
بہ جریان خون و تپش قلب نیست،
من مرده ام...
وقتے شوقے در جانم،
فروغے در چشمهایم،
و نبضے در احساسم نیست..
وقتے فراموش شده ام،
و نہ چشمے انتظارم را مےکشد،
نہ قلبے برایم مےتپد،
نہ در خاطرے زنده ام...
←یقینا مرده ام...→
در اوج غریبے و تنهایے...
و آنقدر آرام و بیصدا،
کہ انگار هرگز متولد نشده ام!!..
- ۱.۹k
- ۱۳ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط