(عشق واقعی)

(عشق واقعی)

پارت ۷

از زبون ۱/ت:

تهیونگ دیشب خیلی رفتارش با من خشن بود لبامو حکم بود که پاره شد و خون اومد و بعد از گردم یه بوس محکمممم گرفت که کبود شد و
(دیگه بیشتر نمیتونم بگممم خیلی خشن بوده)

& سلام عزیزم بیدار شدی

* خیلی بدی

& چرا

* دیشب رفتارت خیلی خشن بود ببین بدنمو دلم خیلیییی درد میکنه

& واییی ببخشید بیا بمالمش

بعدش تهیونگم اومد دلمو مالیدو بغلم گرفت

& دوست داری بریم بیرون

* بله حتما

& میشه مت لباستو انتخاب کنم

* هوم

تهیونگ لباسمو انتخاب کردم پوشیدم و بعد موهامو شونه کرد و دست همو گرفتیم و رفتیم بیرون

* دلم بریم یه جایی

& کجا

* شهربازی

& باشه بریم

* مرسییییی

& خواهش

لباشو بوسید

از زبون تهیونگ:

رفتیم شهربازی و کشتی سوار شدیم رفتیم اون ته کشتی چون بیشتر حال دست همو گرفته بودیم و ۱/ت فقط جیغ میزد منم میخندیدم چون خیلی جیغاش کیوت و بامزه بود دلم میخواست بخورمش بعد رفتین ترن هوایی به من خیلی حال داد ولی جیغ نمیزدم ولی اون فقط جیغای کیوتتتت میزد وقتی از وسایلا پیدا شدیم لباسو بوسیدم گفت

& چقدر جیغات کیوت عسلم

* (خنده)

از زبون تهیونگ:

بعد رفتیم باهم تونل وحشت یه دفعه یه چیزی میومد تو صورتت

* وایی تهیونگ عشقم من میترسم

& عسلم دستتو بده به من

* باشه

از زبون ۱/ت:

توی تونل وحشت واقعا ترسیدم و سرمو گذاشتم روسینه تهیونگ و هیچی رو نگاه نکردم

چند ساعت بعد:

* خیلی گشنمه میای چیزی بخوریم عشقم

& آره کیوتم

بعد یه چیزی خوردیمو رفتیم خونه و پردیم رو تخت و بلای همو بوسید و خوابمون تا فردا صبح

& ۱/ت عشقم بیدار شو

* سلام

& سلام شیرینم

از زبون ۱/ت:

رفتم رو پاش و گردمو بوسید

& عشقم بیا دستمو بگیر تا بریم پایین یاهم صبحونه بخوریم

* باشه (خنده کوچولو)

.............
دیدگاه ها (۰)

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

Cruel Love پارت ۴ ‌ تهیونگ گفت که چهار تایی بریم بیرون (لار...

My Boy❄

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

پنهان عشق

Iove and the moonPart34 یونا: سلام میرا جان میرا:سلام یونا ...

پارت : ۱۶ناشناس : تو ۲ سال میری خارج و هیچ ارتباطی با تهیونگ...

معرفی اولین فیکمون

فیک تهیونگ عشق اجبار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط