{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

THE DIFFERENCE

p32

"ساعت ۳ بعد از ظهر"

🐥 نظرتون چیه بریم تو استخر؟

+ مثلا اومدیم اهنگ بسازیم

🐹 بریمممم

"بیست دقیقه بعد"

وانیلا:

همه تو اب بودن.. خوش میگذروندن و بازی میکردن

به جز ات

با یه تاپ و شلوارک «عکس میزارم»

نشسته بود لب استخر و پاهاش تو اب بود..

« بگم که همه پسرا لختن و با مایو شلوارکینننن»

🐨 هی اتی.. تو چرا نمیای

+ راستش حوصله ندارم

🐱 پریودی؟!

+ ها؟ نه بابا تازه تموم شده *خجالت*

× خب پس چرا نمیای

+ خوشم نمیاد

همون لحظه.. آسا یواشکی و زیر آبی ... پاهای ات رو کشید داخل اب

+ *ججججججیییییغغغغغغغغغ* خار*تو گای.یدم کص.کششش

و به زیر اب پرت شد

با موهای خیس.. چشمای بسته و با نفس عمیق از زیر اب بیرون اومد

+ جججججئئئئئئئووووووووونننننننننننننننن آآآآآآآسسسسسسسااااااااااااا *جیغ*

@ جانم *خنده*

+ ببین... الان رو مود نیستم بعدا به حسابت میرسم

@ ممنون

+ ببخشید فحش دادم.. اه

ات به بقیه که داشتن از خنده بیهوش میشدن.. زل زد

+ چیهههه

🐥 چی میشد زودتر میومدی تو اب *خنده*

+ عههههه

🐹 حالا ول کنین اینارو .. الان که اومدی تو اب بیاین خوش بگذرونیم

+ سرده *عطسه*

_ سرما خوردی؟

+ نمیدونم * از یخ سرد تر*

× بیا اینجا ببینم

هانول دستشو رو پیشونی ات گذاشت..

داغ.. مثل اتیش

× هییننن.. چقدر تب داری.. برو بیرون *استرس*

+ آسا ... ایشالا خودم قبرتو بکنم دختره روانیییی

@ میشه گل بزاری رو قبری که خودت میکنیش؟

+ بله عزیزم.. نظرت چیه به جای گل.. گوه بزارم؟! خوبه؟!

@ خودتو میزاری رو قبر؟! چه باحال

& خب حالا بعدا دعوا کنین

+ ایش

ویو ات:

از بچگی بدن خیلی حساسی داشتم..

وقتی میرفتم استخر باید خیلی اروم اروم وارد اب میشدم

حتی اگه اب جوش باشه..

وگرنه سریع سرما میخوردم

ولی این آسای گاو یادش نبود..

بدنم هم یخ بود.. هم مثل آتیش داغ

چشمام و نوک بینیم و گونم قرمز بود..

از اب بیرون اومدم.. یه 🖕🏻 به آسا نشون دادم و رفتم داخل

داخل اتاقم.. لباسام رو دراوردم..

وارد حمام اتاقم شدم.. صورتی بود و خوشگل

وان اب گرم بهترین ارامش دنیاست.. هرچی شامپو بود..

مقدار کمی ازشون ریختم داخل وان..

کامل کف کرد..

نشستم داخل وان و تا زیر چونه تو اب فرو رفتم..

کم کم چشمام سنگین شد و سیاهی

"ساعت ۶:۵۳ عصر"

با صدای در.. از خواب پریدم

مامانم بود.. اومد داخل

× ات حالت خوبه؟ از وقتی از اب اومدی بیرون اینجایی! نگران شدیم *استرسی*

+ خواب بودم..

اومدم بلند شم که چشمام سیاهی رفت

+ آخ!

× مراقب باش *نگران*

نگران دوید سمتم.. کمکم کرد از وان بیام بیرون..

به همه جای بدنم دست میزد..

× وای خدای من! چقدر تب کردییییی

دوش اب سرد روی بدنم گرفت..

انگار برق بهم وصل کردن..

+ م.مامان.. نکن.. س.سرده

× میدونم سخته ... ولی تبتو میاره پایین
دیدگاه ها (۳)

Part ²¹ پاهاشو تکون میداد هرچیزی جلو دستش میومد می‌گرفت و با...

dark love

شب تولدم فصل 3پارت 17ات: تهیونگ به حرفاش گوش میکنمو ازش فاصل...

تهیونگ گفت:تهیونگ: خب، صبر کن... من میرم یه بطری آب و چندتا ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_30نیشخندی زدم با ی حرکت خودم...

کپشن مهمههه🎀🐥عروسک من😈🔞پارت یازدهم "نیکولای"تو اتاق عروسکم ر...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:9رفت بیرون و درو قفل کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط