{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part²⁹

Part²⁹

ازش دور شدیم

جونگکوک: که فقط تورو می‌زارم رو کولم؟(با نیشخند)
ات خواست حرفی بزنه که...............
که صدای ناله ی یکی از بچه ها میومد
حالش بد شده بود
بخواطر همین بازی ادامه ندادیم
از استخر اومدیم بیرون

ات ویو
از سرما میلرزیدم
و از بدنم آب میچکید
اما من حوله ای نداشتم
یا بهتره بگم نیاوردم

مینهو:ات لبات از سرما کبود شده داری میلرزی

قبل از اینکه حرفی بزنم
حوله ای دورم پیچیده شد و داخل بغل گرم و نرمی فرو رفتم

کوک:نکنه دلت میخواد مریض بشی (ات از پشت بغل کرده)

همه داخل ویلا رفتیم
خوابم میومد بخواطر همین روی یک مبل دراز کشیدم هنوز حتی لباسمم عوض نکرده بودم و کاملا خیس بودم درواقع همه همین شکلی بودن

کوک ویو
دیدم ات جلوی کولر خوابش برده
خواستم برم سمتش که...

یورین:وای جونگکوک خیلی سردمه میشه بغلم بگیری
کوک: یکلحضه وایسا برم پیش ات
یورین: اصلا برو پیش همون دوست دخترت ... من خودم یک فکری به حال خودم میکنم اون بیشتر از من بهت احتیاج داره

داخل دو راهی مونده بودم
نمی‌دونستم چیکار کنم
یورین هم داشت می‌رفت

کوک:باچه یورین نرو بیا اینجا

رفتم نشستم که اینم خودشو تو بغلم چپوند
دیدگاه ها (۳۹)

The unwanted Roommate __________________________ویو پارک یور...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

The unwanted Roommate _________________________ویو پارک یوری...

bts

پارت ۵ ویو جونگ کوک:وقتی کارام رو تموم کردم رفتم قصر وقتی رس...

مهمونی خطرناکپارت=6ویو کوک: با اون دختر به قسمت سرپوشیده رفت...

*ویو ات *شب شده بود ساعت نزدیکای ۹ بود پس تصمیم گرفتم برم بی...

#ازدواج_اجباری P17فردا صبح ساعت ۹:۱۰ دقیقه م.ت: مطمئنی خوبی ...

#برادر ناتنی من

#دوست_پسر_شیطون_من Part:5بعد چند ساعت ولم کرد و بغلم کرد و خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط