گرچه مجنونم و صحرایِ جنون جایِ منست

گرچه مجنونم و صحرایِ جنون جایِ منست
لیک دیوانه تر از من، دلِ شیدای منست

آخر از راهِ دل و دیده سرآرد بیرون
نیشِ آن خار که از دستِ تو در پای منست

دل تماشاییِ تو، دیده تماشاییِ دل
من به فکرِ دل و خَلقی به تماشایِ منست
دیدگاه ها (۱)

تقدیم به همه زندگیم:از تو دورم من و دیوانه و مدهوش توامآنچنا...

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد ⤵️منم بنده...

گفتی: «عاشقین؟!» و دلم گفت: «مگر شک داری؟» من که جز نامِ تو ...

فردا فردا کردن

در من کسی میل به پایان دارد𐚁#ستاره_طوریرفتنِ ناگهانی، شبیهِ ...

صدای شلیک

نخودی گفت لوبیائی راکز چه من گردم این چنین، تو درازگفت، ما ه...

( فکر کن چقدر بی شرف هستی اومدی پست راجب جوون های ایران رو‌گ...

LESSON

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط