{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنهاییم درد می کند

تنهاییم درد می کند
رد غصه هایم را می گیرم
از شاهرگ احساسم بالا می رود
گوشه قلبم می نشیند
بی صدا،
عمیق
طولانی

هر شب تیر می کشد و
از شاخه دستانم
می رود بالا
بالاتر
و در حفره های خالی ذهنم
شکوفه می زند
و در چشم هایم گل می دهد

تنهاییم ...
درخت بزرگی شده
با میوه های مسموم
و برگ هایی رسوا
از خواب های سبز جنگل شدن

#وصی پور
دیدگاه ها (۱)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑦_بخش اول_ من تماشای تو می‌کردم ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❹آدم باید پل‌ها را خراب کند، تا راه برگشتن نداشته...

اسم: عشقی در تاریکی جنگلپارت ۹(از زبان راوی)هوا بعد از حرف‌ه...

پشتِ لبخندم غــمی پنهان مدارا می کند گاهگاهی بــارشی آن را ه...

دستِ من نیستاین خـطوط گیج کهزیباییِ تنت را سیاه قلم کشیده‌ان...

کمانگیر پیر و عاقلی در مرغزاری در حال آموزش تیر اندازی به دو...

جنگل کوچک عاشقی هستمپر از استعاره های سکوت....با دره ای در ش...

تمرکز بر هدفکمانگیر پیر و عاقلی در مرغزاری(چمنزار) در حال آم...

جنگل کوچک عاشقی هستمپر از استعاره های سکوت....با دره ای در ش...

#داستان_شب...کمانگیر پیر و عاقلی در مرغزاری در حال آموزش تیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط