اومدبه‌حاج‌ابومهدی‌گفت:

اومدبه‌حاج‌ابومهدی‌گفت:
حلالمون‌کن؛پشت‌سرت‌حرف‌می‌زدیم
ابومهدی‌خندید!
باهمون‌خنده‌‌بهش‌گفت:
شماهرموقع‌‌دلتون‌‌گرفت‌‌پشت‌‌سر‌من
حرف‌بزنیدتادلتون‌باز‌شه :)♥︎

#شھیدانہ
#شهیدابومهدی‌المهندس
دیدگاه ها (۱۵)

🟡 #آیه_تراپی | وقتی کسی که بهش خوبی کرده بودی پشت سرت حرف زد...

~ترجمه💕✨️:🐰جونگکوک : چطوری بازی کنیم؟🐹جین : خب، ما یه دستمال...

ردپای دوپینگ قهوه خانه ای در گلستان سعدی!

پارت ۲۱ — «انتقام جونگکوک»رها هنوز پشت مبل قایم شده بود.رها:...

💜 پارت چهارم | پایانشب کم‌کم به پایان می‌رسید.نامجون و یونگی...

ماموریت نهایی اسفندیار برای بدست آوردن تاج پادشاهی!

بچه‌ها این حرف دل من و یجورایی ناگیه اگه میشه قربونتون برم ت...

𓆩 پارت ۵۳ 𓆪 🖤جیمین هنوز داشت به ات می‌خندید که گوشی‌اش زنگ خ...

بهار بدون تو

پارت ۳۴ من و جین‌وو توی آشپزخونه مشغول درست کردن شام بودیم.ـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط