داشتم به این فکر میکردم چه خوب میشد یه اکیپ با آدمای هم ف

داشتم به این فکر میکردم چه خوب میشد یه اکیپ با آدمای هم فاز داشتم بعد یادم اومد من زیاد حوصله ی حرف زدن ندارم بیرون رفتن هم تنهایی بیشتر بهم خوش میگذره احتمالا میپیچونمشون فک کن چهارتا آدم مثل خودم دورم باشن هیچوقت همو نمی‌بینیم با هم حرف هم نمی‌زنیم بنابراین بود و نبودشون زیاد فرق نمیکنه.
دیدگاه ها (۴)

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : eleven توی مدتی که سوار ماشین بو...

سلام بچه‌ها امیدوارم خوب باشید..یه مدت خیلی زیادی که میگید چ...

!سناریو مایکی{جنگل چشمات}بلاخره شب شد و حالا دیگه باید وسایل...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش اول_ "به سلامتی خانوادهکه...

پارت ۴۷

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۸سرعت زیادش رو کنتر...

تکپارتی جونگکوک.و ا/ت..

ابلیس

پارت: 16 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*ساعت دوازده و نیم ظهر، کاف...

★دوست بچگی...p²توی حیاط بیمارستان قدم می‌زدیم...پرسید:"شغلت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط