دل نوشته...

به یاد ار شبی را که
با بغص گریه سر کردیو
هر ثانیه انگار جان میدادی و
تصور میکردی که این شب تمام نخواهد شد
اما صبح با تلنگر افتاب بیدار شدی
رسوبات سفید نمک را از صورتت تکاندی
نفس عمیقی کشیدی
از جایت بلند شدی و ایستادی
تا قوی تر از روزهای قبل
برای ارزوهایت تلاش کنی
غصه ها همینقدر کوتاهند
و سختی ها همینقدر زود گذر
تمام شب ها صبح میشوند و تنها
رسوب های خسته ای میمانند
برای تکاندن🌱
دیدگاه ها (۰)

I want to love you forever part 1

وقتی میخواستی بری استخر ولی...¹امروز به درخواست و اصرار های ...

#تکپارتیموضوع:(صبح بعد از راب٫طه)بنگچان/ا.تدرحالی که ملافه س...

#دوپارتیموضوع:(وقتی باهم قهرید)هان/ا.تبا صدای آزار دهنده زنگ...

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:3سرعتت رو بالا ب...

❤ فإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا❤ به یادآر #شبی را که با #بغض...

- بِه یـاد آر شَبـی را کهبا بُغـض و گِریـه سر کَردی وهَر ثان...

فإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا به یادآر شبی را که با بغض و گر...

به یادآر شبی را که...👇

فإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا به یادآر شبی را که با بغض و گر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط