love neutral

پارت 4
ا/ت: یعنی چی ول کن بابااا..خونو نگاران...دریاچه بوده...پس بخاطر همین گفتی نگاه نکنم
کوک: حالت چه دستتو اونطوری گرفتی؟ ( دستشو جمع کرده بود و چسبونده بود به خودش..عین معلول ها)
ا/ت: تا یک هفته همینم
کوک: خب چرا؟
ا/ت: نقطه ضعفمه..آمپول های زیر پوستی..واای حتی گفتنشون هم حالمو بد میکنه
کوک: خبب پس کارم آسون شد
ا/ت: یا کوک..من شوخی ندارم
کوک: باشع عشقم بیا بریم..دستتو دراز کن
ا/ت: نمیتونم
کوک: بچه نشو ا/ت
ا/ت: درد میگیره
کوک: یک لحظه اس..ای خدا
ا/ت: یعنی جی یک لحظه اس..این دست من دیگه رفت..دست نزنید بخدا جیغ میزنم ( بغض) ( الان یک کاری میکنه که دستمو باز کنم)
کوک: باشع باشه کاری نمیکنم نترس..بیا بریم
ا/ت: بریم
ادمین: خب دیگه از اینجا به بعد ماجرارو شروع میکنیم
دیدگاه ها (۹)

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

🖤 عروس مافیا | پارت اولژانر: مافیا، ازدواج اجباری، کل‌کلساعت...

💜 تک‌پارتی: به بی‌تی‌اس توهین نکن!ژانر: مافیا، کمدی، اکشن | ...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

True Love①⑨تهیونگ: چیشده مامانم: من و برادرت و لیا یه چیز خو...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟠: راز فاش‌شدهصبح روز بعد، دانشگاه مثل همیش...

مافیای من

Iove and the moonPart25یونا: کوک میگم اگه یه روز بفهمی یه ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط