{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به تو من زان سپردم دل نگارا تا مرا باشی

به تو من زان سپردم دل نگارا تا مرا باشی
چو دل بردی و جان بردی خدایم بر تو داور باد

زدی اندر دل و جانم ز عشقت آتش هجران
دمار از من برآوردی خدایم بر تو داور باد

#سنایی
دیدگاه ها (۶)

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مراسوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا...

آقای من مولای من سلام 🌺بردار از رخ پرده را ‌ای ماه دل‌آرای م...

عاشقانه های شبنم

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

Attar#050622

آسمان ابریست از آفاق چشمانم بپرسابر بارانیست از اشک چو باران...

قرار زندگانی آن نگارستکز او آن بی‌قراری برقرارستمرا سودای تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط