فیک «اون دوست دخترمه» part 34

کوک: اتتتتتتت….اتتت کجایییی
ات: اینجام داد نزن چیشده
کوک: نامجون بلاخره به هوش اومده و مثل اینکه میخواد ببینتمون یا شایدم فقط میخواد تورو ببینه
ات: مطمعن نیستم
کوک: به هر حال اماده شو سریع بریم
ات: لباسم خوبه بریم
کوک: سوییچ کو؟
ات: دستته (💁🏻‍♀️🗿)
کوک: اها خب بریم
داخل بیمارستان:
کوک: ببخشید میتونم کیم نامجونو ببینم
پرستار: بله از این طرف
کوک: خیلی ممنون ات بیا
ات: اوهوم
کوک: خب بنظرم بهتره اول تو بری
ات: مطمعنی؟
کوک: اوهوم
ات:(در میزنه) سلام….نامجون
نامجون: کوک کجاست؟
ات: بیرونه
نامجون: اها
ات: معذرت میخوام نامجون واقعا معذرت میخوام خیلی پشیمونم (بغض میکنه)
نامجون: داری گریه میکنی؟
ات: نه…گریه نمیکنم(زیر چشمشو پاک میکنه که معلوم نشه)
نامجون: گریه نکن من بخشیدمت
ات: چجوری میتونم برات جبرانش کنم؟
نامجون: بوسم کن
ات: چی
نامجون: منو ببوس
ات: اما..
نامجون: مگه نمیخواستی جبران کنی پس کاری که گفتمو بکن
ات: نمیشه یچیز دیگه ازم بخوای؟
نامجون: فعلا دستمو بگیر تا درمورد بقیش فکر کنم
ات: ولی کوک…
نامجون: بازم کوک(با پوزخند)
ات: نامجون میدونی که نمیشه
نامجون: ات من بخاطرت تا پای مرگم رفتم اما تو هنوزم اونو میخوای
ات: نامجون اینجوری نگو


اینم پارت جدید بقیشو خودتو تصور کنید دیگه نمینویسم💁🏻‍♀️شوخی کردم
دیدگاه ها (۱۷)

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۶فردا ویوات صبح از خواب پاشد دید صبح زوده تصمیم گرفت صب...

پارت ۹÷‌ خب چیکار کنم همیشه همینم = من قهرممممممم ( در حال گ...

شوگا: ات برای. به هوش اومیدن به اومید نیاز داره. اگه اینجور...

پارت 41رمان عشق مدرسه ای که یهو از سبزه هایی که روی چمن قرار...

هق هقویو الکس خب حالا وقت ناهار هست برم با خواهر گلم ناهار ب...

•~تک پارتی جونگکوک~•یک روز با جونگکوک چطور میگذره؟( به عنوان...

پارت 17 رمان✨ عشق مدرسه ای ✨هیونجین: چشمکه یهو گوشی هیون زنگ...

Iove and the moonPart38هنوز حرفم کامل نشده بود که بلندم کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط