هق هق
هق هق
ویو الکس
خب حالا وقت ناهار هست برم با خواهر گلم ناهار بخورم وایسا این صدا داره از اتاق شکنجه میاد صداش خیلیییی شبیهه.............چییییی نهههههههه اااااااااتتتت
الکس : کاااااییییی دارییی چهه غلطیییی میکنییییی
کای : خانم دستور دادن
الکس : خانم بیخود و بی جا و بی جهت کردهه برو اونور ...به خدااا اگرر بلاایی سرررشش اومد خودت رو با همین تفنگ میکشم
کای : چشم چشم معذرت میخوام
الکس : اااتتت اااتتت عشقممم اااااااااتت هووویی چرا بیدار نمیشههه
کای : نمی......نمیدونم
الکس : تووو غلللططط میکنیییی نمیدووونییی زوود بروووو جیییین رو بییییاااااررر
یوری : الکسسس چیی شدههه خونههه رووو گذاشتییی رووو سررتتت
الکس : هه چیشده ؟ ببییینن ببیییییننن بااا خواااهررممم چیکار کردییییی
یوری : حقشه تا دفعه بعدی درست کاراشو انجام بده
الکس : مامان ..خیلی بدیییییی
یوری : بعدا پشیمون میشی
جین : چیشدهه الکس
الکس : ترو خدا ببینین ات چشه
بعد از چند دقیقه معاینه ات
جین : خب الکس پسرم خیلی باید مراقب ات باشی چون ایشون مشکل قلبی پیدا کردن و نفس تنگی هم دارن اگر دفعه بعدی از این اتفاقات بیافته ایشون ممکنه خیلی خیلی ضعیف شن و بار سوم خدایی نکرده بمیرن
الکس : چ...چییی نههههه
جین : حالا ناراحت نباش الانا بهوش میان
الکس : با .....باشه
( ات چشماشو نیمه باز میکنه و دستای الکس رو میگیره )
ات : داداشی ناراحت نباش....م....من خوبم
الکس : چ....چطور هق چطور خوبیی نگاه کنن هق کل بدنت زخمی و ...هق خونیه
ات : داداشی گریه نکن قربونت برم من
الکس : چشم بیا بغلت میکنم بریم تو اتاق یکمی استراحت کن میگم آجوما کارا رو انجام بده
ات : نه نمیخواد خودم انجام میدم
الکس : نه ات نمیشه تو باید استراحت کنی.
ات : نمیخواد
الکس : اااتت به حرفم گوش کن
ات: چشم ببخشید
الکس : خوبه حالا بیا تو بغلم ببینمممم
ات : الکسسس خودم میتونم برمم ( با خنده )
الکس : عمراااا تو باید تو بغل خودم باشی
ات : چشم
الکس : خب خوشگلم یکمی استراحت کن ...من با هاشون صحبت میکنم.
.ویو شوگا
امروز کلی کار مافیایی داشتیم اعضا هم کلی راجب ات گفتن که واقعا کارت بده ..یکمی که فکر کردم فهمیدم واقعا کارم بد بوده اون الان دختر خودمه باید یه جوری از دلش در بیارم
امیدوارم منو ببخشه
.....ادامه دارد
ویو الکس
خب حالا وقت ناهار هست برم با خواهر گلم ناهار بخورم وایسا این صدا داره از اتاق شکنجه میاد صداش خیلیییی شبیهه.............چییییی نهههههههه اااااااااتتتت
الکس : کاااااییییی دارییی چهه غلطیییی میکنییییی
کای : خانم دستور دادن
الکس : خانم بیخود و بی جا و بی جهت کردهه برو اونور ...به خدااا اگرر بلاایی سرررشش اومد خودت رو با همین تفنگ میکشم
کای : چشم چشم معذرت میخوام
الکس : اااتتت اااتتت عشقممم اااااااااتت هووویی چرا بیدار نمیشههه
کای : نمی......نمیدونم
الکس : تووو غلللططط میکنیییی نمیدووونییی زوود بروووو جیییین رو بییییاااااررر
یوری : الکسسس چیی شدههه خونههه رووو گذاشتییی رووو سررتتت
الکس : هه چیشده ؟ ببییینن ببیییییننن بااا خواااهررممم چیکار کردییییی
یوری : حقشه تا دفعه بعدی درست کاراشو انجام بده
الکس : مامان ..خیلی بدیییییی
یوری : بعدا پشیمون میشی
جین : چیشدهه الکس
الکس : ترو خدا ببینین ات چشه
بعد از چند دقیقه معاینه ات
جین : خب الکس پسرم خیلی باید مراقب ات باشی چون ایشون مشکل قلبی پیدا کردن و نفس تنگی هم دارن اگر دفعه بعدی از این اتفاقات بیافته ایشون ممکنه خیلی خیلی ضعیف شن و بار سوم خدایی نکرده بمیرن
الکس : چ...چییی نههههه
جین : حالا ناراحت نباش الانا بهوش میان
الکس : با .....باشه
( ات چشماشو نیمه باز میکنه و دستای الکس رو میگیره )
ات : داداشی ناراحت نباش....م....من خوبم
الکس : چ....چطور هق چطور خوبیی نگاه کنن هق کل بدنت زخمی و ...هق خونیه
ات : داداشی گریه نکن قربونت برم من
الکس : چشم بیا بغلت میکنم بریم تو اتاق یکمی استراحت کن میگم آجوما کارا رو انجام بده
ات : نه نمیخواد خودم انجام میدم
الکس : نه ات نمیشه تو باید استراحت کنی.
ات : نمیخواد
الکس : اااتت به حرفم گوش کن
ات: چشم ببخشید
الکس : خوبه حالا بیا تو بغلم ببینمممم
ات : الکسسس خودم میتونم برمم ( با خنده )
الکس : عمراااا تو باید تو بغل خودم باشی
ات : چشم
الکس : خب خوشگلم یکمی استراحت کن ...من با هاشون صحبت میکنم.
.ویو شوگا
امروز کلی کار مافیایی داشتیم اعضا هم کلی راجب ات گفتن که واقعا کارت بده ..یکمی که فکر کردم فهمیدم واقعا کارم بد بوده اون الان دختر خودمه باید یه جوری از دلش در بیارم
امیدوارم منو ببخشه
.....ادامه دارد
- ۱۱۲
- ۲۲ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط