کاش می شد

کاش می شد
در ورای خاطرات کودکی
چرخ گردون فلک
ساعتی زین گردش بی حاصلش
مکث می کرد و مرا
در میان خاطرات کودکی جا می گذاشت
همچون کودکی بازیگوش
که در بند است دلتنگم

‌
دیدگاه ها (۴)

شعر

💙میخواهم به گذشته ها زنگ بزنمبه آن روزهای گذشتهبه دل های بزر...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

🥀💚 **عنوان: «آخرین خداحافظی؛ وقتی ایزوکو میدوریا به میدان نب...

کپشن مهم

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿••عشق مثلِ بادِ صحرا، چشمِ دل را کور ...

👑 پارت دوم | اولین رقصلیانا هنوز از اتفاق چند دقیقه‌ی قبل بی...

پارت هجدهم«ساعتی که نباید از دست می‌رفت» 🕰️عکس هنوز میان انگ...

چند پارتی جیمین پارت هشتم

🍷 شراب قرمزپارت ۱۷ | آخرین نشانیباران شدیدتر شده بود.رینا کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط