in your eyes

#in_your_eyes
part_9

از حموم بیرون اومدم . دمپایی هامو پوشیدم و رفتم سمت میز آرایش . یه روتین پوستی انجام دادم و موهامو خشک کردم
لباس پوشیدم و بعد رفتم پایین
ساعت 13:13 بود
تهیونگ تو سالن بود

همونطور که میرفتم سمتش گفتم:
سلاممم . من اومدمم
دارم پا*رههه میشم

داشت قهوه میخورد . فنجون رو پایین گذاشت و گفت:
سلام بچه
شنیدم کلی کار کردی
خسته نباشی (چشمک)

کایلا: مرسیی
بعد رفتم کنارش و با گوشیم ور رفتم
یکم بعد صدای زنگ در اومد

حتما بچه هان
رفتم در رو باز کردم و با کارینا مواجه شدم
سریع و محکم اومد بغ*لم و منم بغلش کردم
ذوق از صداش معلوم بود :
دخترررررررر 😭
دلم برات یه ذره شده بوددددددد

نمیدونم چرا یهو خندم گرفت . به کارینا با خنده گفتم:
هی🤣 تو همین یه ماه پیش منو دیدی
پس عمم بود اومده بود آمر*یکا با لیا؟
انگار واقعا 4 سال ندیدی منو😂

کارینا گفت:
او یادم نبود 😅
ولی مهم نیست😪 . بازم دلم برات تنگ شده بود خره😭
و باز محکم بغلم کرد
گفتم:
باشه باشه خفه شدم
از بغ*لش به زور اومدم بیرون
و با کوک که اون کنار بود مواجه شدم
یکم به هم دیگه نگاه کردیم که گفت:
ما هم فراموش کردی نه؟

یه لبخند اومد رو ل*بم و بدون چیزی گفتن رفتم ب*غلش
اونم ب*غلم کرد
چه عضله های ساخته
حس میکردم اگه یکم دیگه فشار میداد میشکستم
از آخرین بار که دیدمش از حق نگذریم خیلی کراش تر شده بود
با صدایی آروم گفت:
دلم برات ت*نگ شده بود بچه
گفتم:
منم همینطور خرس گنده
از بغلش اومدم بیرون و دیدم ته همینجوری داره نگام میکنه
رفتم سمتش ‌دوتا دستامو دور صورتش قاب کردم و فشار دادم گفتم:
چیشدهههه
حسودی کردی🫤
عیب نداره بعضی وقتا لازمه🤭
تا اینو شنید متعجب نگام کرد و افتاد دنبالم
گفت:
که لازمه آره . بیا ببینم
رفتم تو حیاط و همینجوری دنبالم بود
صدای خندم با نفس نفس زدنم قاطی شده بود
دیگه کم آورده بودم و رفتم رو چمنا دراز کشیدم
و نفس زنان گفتم: این ....دفعه .. تو بردی...
اومد و منو گذاشت رو کولش چرخوند
همونجوری گفت: بچه کوچولو
و خندید
همونجوری که رو کولش بودم رفتیم داخل
یکم بعد جیمین و لیا هم اومدن
کلی حرف زدیم که من رفتم بالا آماده شم بریم


اسلاید ۲ لباس بیرون کایلا




#فیک#رمان#در_چشمان_تو#بی_تی_اس
#جونگ_کوک#جیمین#تهیونگ#یونگی#جین#جیهوپ#نامجون#سناریو
دیدگاه ها (۴)

bts

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )

part 14یه ماشین گرفتم و رفتم سمت خونه رسیدم مستقیم رفتم تو ا...

به زیباییه مشکی

سیلام 🎀🧸 بریم برای پارت گذاری ؟بزن بریممممممویو«نامجون»با صد...

Part7ا.ت رو مایا می نویسمویو مایاجیمین منو از خواب بلند کرد ...

From hate to lovePart:5 بعدش از خونه زدم بیرون سوار ماشینم ش...

THE DARK SHADOWS

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 023"""""""""""""""""""""""""""""""...

From Enmity to Love

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط