THE DARK SHADOWS

THE DARK SHADOWS

PART 5
karina: امروز رفتم بیرون غذا بخورم که دیدم جونگ کوک اون گوشه با اجوشی لی نشسته ولی کوک ماسک زده بود ولی من مثل اب خوردن شناختمش
jk: جدیدا هیترا زیاد شدن هی میان دمه در خونم ولی امروز دلم خواست بیرون غذا بخورم ولی با اجوشی لی اومدم(بچه ها اجوشی لی همون
بادیگارد هست اونو میگم کسی
که خونرو فروخت رو نمیگم)
داشتم غذا میخوردم که یه دختره داشت نگام میکرد فهمیدم شناخت منو گفتم الان میخواد داد بزنه ولی یه لبخند زد و به ادامه غذاش رسید
نویسنده: پشمای کوکی ریخته🤣
karina: کوک داشت نگام میکرد فهمید شناختمش ولی یه ترسی تو صورتش بود ولی بهش لبخند زدم و غذامو خوردم و بعد اومدم بیرون مثل چی خر ذوغ بودمممممممممم💃🏻🥰🥹
نویسنده: خب بچه ها چون شرط ها داشت کامل میشد گذاشتم
شرط هم همون قبلی که برا پارت 4بود
شب بخیر 🍷🦦
دیدگاه ها (۶)

رز ابی من ♡:)part. 6.اول عکسا بعد متن ♡~~مرد نگاهی به رستورا...

ازدواج اجباری part: ۱۱ ویو "نویسندتون" کوک و ملودی رفتن داخل...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹.part:¹...

" ویو لیا " احساس کردم یه نفر داره بیدارم میکنهیه چشمم رو نی...

اسم فیک = «محو اقیانوس نگاهت»پارت «40»ویو جئون آنجلیناحدود ظ...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

مهمونی خطرناک پارت=26ویو اتمتوجه تغییر حالت کوک شدم..یعنی تو...

Part 10

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.36(روایت از زبان نویسند...

ᴘᴀʀᴛ ۲۹ | یه اتفاق کوچک، یه حس بزرگاز اون روز به بعد...آرا ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط