ایمجین از جیمین

فشار انگشتاش دور مچ دستش هر لحظه بیشتر میشد.
سریع راه میرفت و نمیتونست تعادلشو حفظ کنه و هر از گاهی وسط راه میوفتاد و جیمین با تندی بلندش میکرد و دنبالش خودش میکشید.
بالاخره جای خلوتی وایستاد.
خسته رو زمین افتاد و مچشو ماساژ داد
+دلیل این کارات چیه جیمین شی؟
-گفته بودم اشتباه کنی اینجا رو برات جهنم میکنم نه؟
+خفه شو
-خودت با پای خودت اومدی تو جهنم من ا.ت

✓ #Jimin ~ #Imagine ~ #BTS ~ #Rahi ❜
⊸ @army_bts_ot7
دیدگاه ها (۴)

P21۲روز از روزی که آچا و سوسی باهم دیدار کرده بودن می‌گذشت،د...

#تک پارتی جیمین

ساحل خونین

{در روزه ازدواج جدید }پارت 16همه پسرا و دخترا رفت برایه بازی...

(پارت ۱۳) "ا.ت"که خوردم به یه چیز سفت.... اوه اوه فکر کنم گي...

《 ازدواج نافرجام 》⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ پارت 24 ⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩با ...

پارت ۴۸ : نگران شدم .جواب نداد .به شوگا زنگ زدم . بعد سه تا ...

ظهور ازدواج )( پارت ۳۷۰ فصل ۳ )چشمامو ترسیده بستم و هق هق خي...

برگرفته‌ازآهنگ‌Let me down slowly , dont let me downبه چشمای...

شراب گیلاس P4"اماندا...دارم میام"بیدار شده بود و داشت با چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط