{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#کپشن‌بخون‌

#کپشن‌بخون‌
لذت جیغ زدن توی کوچه وقتی سوار دوچرخه ای و پسر کوچولوی همسایتون دنبالت میدوئه که بگیرتت...تو با همه وجودت پا میزنی پامیزنی باتموم وجودت میخندی که یه وقت نکنه بگیرتت و تو تو بازی بسوزی...وقتی که همه درگیریت سوختن تو بازی بود...یا این که بری یه اسکناس دویست تومن بگیری تا بستنی عروسکی بخری و زیر آفتاب داغ تابستون با دوستات بخوری...چه روزایی بودن اون روزا ...بعد از یه بعد از ظهر که کلشو تو کوچه پدال زده بودی میری خونه و مامانت میدوئه بغلت میکنه و یه ماچ آبدار میذاره گوشه لپت..بعد بوی غذای مفصلی که پخته و عطرش کل خونه رو گرفته دلتو ضعف میندازه...رو میکنی سمت مامانتو اونم برات یه لقمه نون پنیر سبزی میگیره توعم با لذت گاز میزنی...عقربه های ساعت میره سمت هفت و هشت که تق تق در بلند میشه و بابا از پشت در پیدا میشه..میپری بغلش میکنی ...آغوشی که بوی امنیت میده..
..ولی الان دیگه همه چی عوض شده روزای تکراریتو کنار ادمایی که نمیشناسی سر میکنی..غریبه های اشنانَما..این روزها بوی خستگی میده..
جیغایی که از خوشحالی تو بچگیت میکشیدی تبدیل شده به حق حق های خفه تو بالش..
دیگه بوی غذای مامانپز تو خونه نمیپیچه...اغوش پدر دیگه جایی واسه تو نداره..ولی میدونی این وسط هنوز یه چیز ثابته...اینکه زمان همه چیزای خوبو عوض میکنه...
دیدگاه ها (۱۳)

اقا خیلی هاتون هم تو کامنت هم تو پی گفتین سناریو بدم

رمان :«پسر عموی جذابم»part:8ویو «سلین»بلاخره بعد چند ساعت زن...

لبخند قاتلپارت³⁹ویو سلیناز لحظه‌ای که از صحنه قتل برگشته بود...

خنده ی ممنوعه.

شب تولدم فصل 3پارت 3ات: چیکار میکنی تو گوشیت؟ جونگ کوک: هیچی...

The Queen of My Heart ❤️👑پارت ۴۴ویو لیاـ لیا: چپ راستتو ببین...

این خوبه دیگه کارو عوض کردم خوب بریم به ادامه ای فیک#نفرتی_ع...

وقتی داداشت ناتنیت بود.پارت دوم.ویو ات با الارم گوشیم بیدار ...

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

پارت۲«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ» ~چشم ارباب، خب اون یتیمه و فقط یه برادر بزرگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط