«کی عاشقت شدم»💜

پارت ۸

ته: عاااااااا من برم حموم

ا.ت: اوک
ته رفت حموم که کوک دوباره روشو کرد به سمت من

کوک: عاااااااا به سوال بپرسم

ا.ت: عوم آره بپرس

کوک: میگم تو نظرت درباره ته چیه یعنی میگم

ا.ت: راستش خودمم نمی‌دونم باید چیکار کنم

کوک: چیو چیکار کنی

ا.ت: عام هیچی ولش من میرم بالا یزره بخوابم

کوک: اوک برو منظورش چی بود ولش منم برم بخوابم

ا.ت رفدم بالا یه دوش ۲۰ مینی گرفت و اومدم خوابیدم

فردا صبح

با حس صدا کردن یه کی بیدار شدم که دیدم خدمتکار
با یه سینی صبحونه واساده و داره منو صدا میزنه

خدمتکار: خانم بلند شید باید حاضر بشید

ا.ت: برای چی

خدمتکار: آقا گفتن بیدار بشید و حاضر شید برای مراسم

ا.ت: چه مراسمی

خدمتکار : نمی‌دونم خانم

ا.ت: خیلی خب تو برو من خودم حاضر میشم

خدمتکار : چشم

بلند شدم و رفتم دستشویی و کارای لازمو کردمو اومدم بیرون و رفتم که لباس انتخاب کنم یه لباس مجلسی انتخاب کردمو پوشیدم و موهامو شونه کردمو انداختم پشتم و یه گردنبند پروانه انداختم و یه آراشی لایت کردم نشستم رو تختم

ویو ته

یه کت و شلوار مشکی پوشیدم و موهامو مثل همیشه ریختم جلو ی صورتم و رفتم پایین که دیدم کوک پایینه و چند تا از مهمونا هم اومدن رفدم پیش کوک و ازش پرسیدم

ته: ا.ت هنوز نیومده پایین

کوک: نه نیومده چطور

ته: همینجوری
کوک برام ی زره ویسکی ریخت تو لیوان برا خدشم ریخت همینجوری داشتیم صحبت میکردیم که دیدم ا.ت اومد سمتمون و کنار من وایساد

ا.ت: سلام

کوک و ته: سلام

ته: اینجوری خوشگل کردی نمیگی من قلبم ضعیفه یه وقت وایمسه

ا.ت: هی ته خوب تو ام خوشتیپ کردی

ته: منظورت چیه

ا.ت: هیچی

ته: خیلی خب باشه
اینو کیوت گفت

ا.ت: بخدا تهیونگ یه جوری میزنمت این کیوتی از سرت بیوفته هااااااااا
( پدسگ عمتو بزن یعنی دستت به تهیونگ بخوره یه بلایی سرت میارم ک......)

ته: خیلی خوب خیلی خوب باشه و یه خنده ریز کرد
ویسکی میخوری برات بریزم

ا.ت: ممنون میشم مافیای کیوت

ته: یه خنده تو گلویی کردمو براش یزره ویسکی ریختم

ا.ت: ته این مراسم برای چیه

ته: عاااااااا برای اینه که مقام شرکت رفته بالا گفتم یه مهمونی ریز بگیرم

ا.ت: عاها چه جالب

ته: بل

ا.ت: از ویسکی یه قلوپ خوردم که دیدم ...............


اسلاید یک عکس لباس ا.ت
اسلاید دو گردنبند ا.ت
اسلاید سه تیپ تهیونگ‌ قربونش برم😂

سلام دوباره بروبچ های گل راستش ازتون دلخورم برای انقد کم حمایت میکنین 😡 درسته من نمیتونم زود زود پارت بزارم ولی تا اونجایی که بتونم سعی میکنم گوشی مامانمو سوسکی کش برم تا بتونم پارت جدید و بزارم شمام باید همکاری کنین دیگه نه ول با این حال بازم دوستون دارم بای لایک و کام یادتون نره ماچ به کله همتون💜💙
دیدگاه ها (۶۸)

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۶ دوباره از خواب بیدار شدم ج...

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

تکپارتی جونگ کوک

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

My Boy❄

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

برترین مدل پارت ۱

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

(دلداده) ✩ویو ا/توقتی برگشتیم پیش پسرا، دیدم یه دختر کنار جو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط