{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو...

تو...
شبیه یک دریا،
خاطراتت...
امواج،
و من رها کرده خویش را در دستت!
ببر مرا با خود به هر سو که دوست میداری
به اولین دیدار
به آخرین قرار
برای غریق
موج کوتاه و بلند ندارد!
آب که از سر گذشت
چه یک بوسه چه هزار دیدار بی بوسه!
دیدگاه ها (۲)

گفته بودم که به خوبان ندهم هرگز دلباز چشمم ...

فقط زمانی به کسی بگویید " دوستت دارم "که واقعا دوستش داشته ب...

بعد تو خاطره ها بر سر من می ریزندچه کسی گفته که این خاطره ها...

ناهمگون است، حرف های ناخوانده ات!باید کتابی،تو را معنا کند!!...

دیدنش حال مرا یک‌ جور دیگر می کندحال یک دیوانه را دیوانه بهت...

پارت:۶

وقتی یه ام‌وی،دلیل اشناییتون بود...(پایانی)بعد از اون قرار ک...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده» پارت : ۱۰ سه روز، سریع‌تر ا...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۱: «قدر...

𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑺𝒐𝒏𝒈 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆 𝑺𝒆𝒂`𝑷𝒂𝒓𝒕`¹هیچ‌کس نمی‌دانست در عمیق‌ترین...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده» پارت : ۱۲ صدای خنده اعضا، ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط