#تکپارتی
#تکپارتی
موضوع:(وقتی سه، چهار ماه از رابطه مون میگذره ولی ما هیچ بوس یا بغلی بهشون ندادیم)
جونگین/ا.ت
چهار ماه از شروع اولین رابطت با یه پسر میگذشت و تو این چهار ماه برخلاف علاقه و عشقی که بهش داشتی حتی یبار هم بغلش نکرده بودی!
تو نه تنها خودت بغل یا ببوسش نمیکردی، بلکه اجازه نمیدادی اون هم اینکارارو بکنه.
خب باشه بیاید از بحث بوسه دور بشیم چون اون خودش هم زیاد از اینکار خوشش نمیاد ولی درمورد بغل کردن..تو که میتونی بغلش کنی!
اون پسر کوچولوی بامزه به قدری نرم و کوچولو و شیرینه که حتی غریبه ترین افراد هم برای بغل کردن و چلوندن صورت بانمکش، سر و دست میکشنن!
ولی تو..تو اون پسر رو در اختیار داشتی تو هر لحظه که دوست داشتی میتونستی بغلش کنی ولی حتی تو این چهار ماه رابطه حتی یبارم اینکارو نکرده بود.
امروز وارد دوران سخت و مبارک پریودی شده بودی و برای همین به شدت دلت درد میکرد..
جونگین از صبح تا الان صد دفعه بهت زنگ زده بود تا از حالت خبر دار بشه.
از صدای لرزونش میتونی بفهمی که چقد نگرانته..
چندساعتی گذشت و بلاخره جونگین برگشت. با عجله به سمتت اومد و کیسه های تو دستش رو روی زمین رها کرد و اومد کنارت و روی زمین نشست..
نگاهی به صورت خیس از اشکت کرد و با انگشت اشک های کوچیک و مروارید مانندت رو پاک کرد و لبخند محوی زد و بعد بلند شد و رفت سمت آشپزخونه.
چند دقیقه بعد با یه لیوان شیر گرم و کیسه آب گرم تو دستش به سمتت اومد و بعد از اینکه لیوان رو به دستت داد کیسه رو هم روی شکمت تنظیم کرد و کنارت نشست.
ا.ت: جونگین!؟
جونگین: بله؟
ا.ت: از اینکه تو این مدت حتی یبارم بغلت نکردم ناراحت نیستی؟
جونگین: نه
ا.ت: چرا؟
جونگین: ناراحت نیستم چون میدونم خوشت نمیاد و من نمیتونم کاری رو بکنم یا تورو مجبور به انجام کاری بکنم که دلت نمیخواد!
ا.ت: خب الان دلم میخواد.. میشه بغلم کنی؟
جونگین: مطمئنی؟ اگه بغلت کنم دیگه ولت نمیکنم ها!
ا.ت: اشکال نداره بیا..
اون کمی بهت نزدیک تر شد و جسم خسته و بیجون تورو در آغوش کشید و درحالی که کیسه آب گرم روی شکمت بود دستش هم آروم و با تأیید خودت نزدیکت کرد و شروع کرد به ماساژ دادن شکمت..
End.
#straykids #bangchan #leeknow #cangbin #hyunjin #han #felix #seungmin #jeongin
موضوع:(وقتی سه، چهار ماه از رابطه مون میگذره ولی ما هیچ بوس یا بغلی بهشون ندادیم)
جونگین/ا.ت
چهار ماه از شروع اولین رابطت با یه پسر میگذشت و تو این چهار ماه برخلاف علاقه و عشقی که بهش داشتی حتی یبار هم بغلش نکرده بودی!
تو نه تنها خودت بغل یا ببوسش نمیکردی، بلکه اجازه نمیدادی اون هم اینکارارو بکنه.
خب باشه بیاید از بحث بوسه دور بشیم چون اون خودش هم زیاد از اینکار خوشش نمیاد ولی درمورد بغل کردن..تو که میتونی بغلش کنی!
اون پسر کوچولوی بامزه به قدری نرم و کوچولو و شیرینه که حتی غریبه ترین افراد هم برای بغل کردن و چلوندن صورت بانمکش، سر و دست میکشنن!
ولی تو..تو اون پسر رو در اختیار داشتی تو هر لحظه که دوست داشتی میتونستی بغلش کنی ولی حتی تو این چهار ماه رابطه حتی یبارم اینکارو نکرده بود.
امروز وارد دوران سخت و مبارک پریودی شده بودی و برای همین به شدت دلت درد میکرد..
جونگین از صبح تا الان صد دفعه بهت زنگ زده بود تا از حالت خبر دار بشه.
از صدای لرزونش میتونی بفهمی که چقد نگرانته..
چندساعتی گذشت و بلاخره جونگین برگشت. با عجله به سمتت اومد و کیسه های تو دستش رو روی زمین رها کرد و اومد کنارت و روی زمین نشست..
نگاهی به صورت خیس از اشکت کرد و با انگشت اشک های کوچیک و مروارید مانندت رو پاک کرد و لبخند محوی زد و بعد بلند شد و رفت سمت آشپزخونه.
چند دقیقه بعد با یه لیوان شیر گرم و کیسه آب گرم تو دستش به سمتت اومد و بعد از اینکه لیوان رو به دستت داد کیسه رو هم روی شکمت تنظیم کرد و کنارت نشست.
ا.ت: جونگین!؟
جونگین: بله؟
ا.ت: از اینکه تو این مدت حتی یبارم بغلت نکردم ناراحت نیستی؟
جونگین: نه
ا.ت: چرا؟
جونگین: ناراحت نیستم چون میدونم خوشت نمیاد و من نمیتونم کاری رو بکنم یا تورو مجبور به انجام کاری بکنم که دلت نمیخواد!
ا.ت: خب الان دلم میخواد.. میشه بغلم کنی؟
جونگین: مطمئنی؟ اگه بغلت کنم دیگه ولت نمیکنم ها!
ا.ت: اشکال نداره بیا..
اون کمی بهت نزدیک تر شد و جسم خسته و بیجون تورو در آغوش کشید و درحالی که کیسه آب گرم روی شکمت بود دستش هم آروم و با تأیید خودت نزدیکت کرد و شروع کرد به ماساژ دادن شکمت..
End.
#straykids #bangchan #leeknow #cangbin #hyunjin #han #felix #seungmin #jeongin
- ۱.۴k
- ۱۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط