{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part:40

((زخم های رقم خورده))

ویو رزا

+همین که رفت سریع از جام بلند شدم تصمیم داشتم اتاقشو بگردم تا ببینم چیزی عایدم میشه یانه..

اول از سمت کشو ها شروع کردم هیچ چی..

بعد مجسمه هایی که روی میز بودن..


+پس کجا میتونه باشه...

در کمد رو باز کردم داخل چیزی بجز شراب های چندصد ساله نبود ...

و در آخر هم گاو صندوق اشرافی کنار در..

+خدایا رمز میخواد یعنی رمزش چی میتونه باشه..

همینجوری شروع کردن به زدن هرعددی که به ذهنم می اومد ۱۲۵۶.۱۲۳۴.۴۸۰۹.

+نه اینجوری نمیشه باید یه رمز مشخص رو امتحان کنم مثلا سال تأسیس شرکت..

۲۸۹۰ ....

+خودشه درسته.

داخل گاوصندوق یه عالمه پرونده هایی بود که هیچ ازشون متوجه نمیشدم با یدونه فلش سیاه. فلش؟

+باید ببینم داخلش چیه.

ادامه دارد. کمی کاردارم نتونستم بیشتر بنویسم خودتون لایک و کامنتارو ببرید بالا تا فرداشب بذارم🥸🥸🎀🎀
دیدگاه ها (۱۶)

پارت ۵۴نورِ ملایمِ آفتاب از لایِ درزِ پرده‌ها به داخلِ اتاق ...

پارت یازدهم| ویلاپارک لاراداشتیم صحبت میکردیم که رُزا صدامون...

#عشق_بعد_نفرتپارت2ویو راوی: ات حرف جین رو تایید کرد و با اعض...

محو زیبایی او پارت ۳۶ویو تهیونگ رفتم جلوی در اتاق رزا و در ز...

وقتی...(پارت چهارم)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط