{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ سوختم!

‍ سوختم!
اما تو مگیر از من
آتش نگاهت را
هرم داغ نفس هایت را
تب آغوش امنت را
التهابِ درون چشمانت را
نشسته ام
تا تماشایت کنم
ببینمت
زندگی ات کنم
تو همین بمان
بد نشو؛ مثل دیگری ها نباش و برایم یک رنگ باش
رنگ خاص!
سفید یا شاید هم آبی
یا هر چه که خودت می دانی، فقط آرامش داشته باش
من با خوب و بد هیچکس نمی توانم کنار بیایم
اما تو مستثنایِ من هستی و من تا ابد و یک روز کنارت می مانم و می مانم و مانم

#نگین_شاهین‌پور‌

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۳)

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و یکــم سـی...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

سناریو سانزو

✦ اولین گناه ✦فصل چهارم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت اول---پای...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁴شَب هَمهِ ما یِڪی بود، اَما تاریڪی هایِمان فَر...

★ازدواج اجباری...p¹من امروز ازدواج کردم!البته نه به انتخاب خ...

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

True Love⑨تهیونگچند روز از اون شامی که خوردیم گذشته بود حرفا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط