{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گل خونی

گل خونی
پارت 49

تهیونگ عصبی شد و با نفرت لب های جونگکوک رو میبوسید  جونگکوک همراهی نمیکرد اینش میرفت رو عصابه تهیونگ تهیونگ تا نیم ساعت داشت لب جونگکوک رو میمکید که جونگکوک نفس کم اورد و داشت میزد به شونه های تهیونگ  اخر سر تهیونگ ولش کرد

- باشع قهر نیستم باشه

+ خوبع اگر بازم قهر میکردی دیگه برای خودت بد میشد

- نمیخوای بری دیرت نشه

+ نه نمیشه  راستی اگر حوصلت سر میره با هم بریم

- نه ددی فقط میشه بزاری منو جیمین بریم بیرون

+ تنها  نه اصلا

-  با بادیگاردا میریم خب فردا صبح جیمین شون میخوان برن

+ باشع فقط زود بگردین

- باشع مرسی عزیزم

جونگکوک با بدو بدو رفت پیش تهیونگ لب شو زود بوسید و داشت میرفت سمت در که تهیونگ دست جونگکوک رو گرفت و به سمت خودش کشوند و دست شو دور کمر جونگ کوک گزاشت و به خودش چسبوند لبشو گزاشت رو لب جونگکوک جونگکوک هم دست شو دور گردن تهیونگ گزاشت که یک دفع جیمین وارد شد دید اینا دارن همو میبوسن که جونگکوک متوجه جیمین شد از تهیونگ دور شد

# من چیزی ندیدم

- ارع معلومه

+ حالا چیکار داشتی

& میخواست بگه شوگا گفته زود بیا

+ خب خودم میومدم اگر کار دیگه داشتیم میکردیم چی

- ولش کن برین ما هم بریم بیرون

& چی کجا

- بیرون با بادیگاردا

& نه

# خواهش میکنم خب فردا صبح میخوایم بریم

+ گوه میخوره شما برین ما هم باید بریم شرکت

- مرسی عزیزم بوس بهت

تهیونگ و شوگا رفتن و جیمین و جونگکوک هم ............

بازم به شرط ها نرسید گزاشتم پس حمایت کنید🙂🎀
دیدگاه ها (۰)

رمان : رفتار سرد

#سناریووقتی حوصله نداری کاری انجام بدینامجون: عجب پخمه ای ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط