{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خــــــدای من

خــــــدای من
نه آن قدر پاکم که کمکـم کنی
و نه آن قدر بدم که رهـایم سازی…
میــــــــان این دو گمم!
هم خــــود را و هم تــو را آزار میدهم…
هر چقدر تلاش کردم نتوانستم آنــی باشم که تو خواستی
و هـــرگز دوست ندارم آنی باشم که تو رهــایم کنی…
آنقدر بــی تو تنهــا هستم
که بی تو یعنی “هیــــچ”
یعنی “پـــــوچ”
خــدایا هیچوقت رهـایم نکن...

#خدا
دیدگاه ها (۷)

پدرمشکل گشاےخانوادهپدریک قهرمان فوق العادهپدریعنےغروروهستی م...

خـــدایــــــــــا!من گمشده دریــــــــــای متلـــــاطم روزگ...

وعـده دادی که شــب رابرایآرامـش ماآفریدیپس آرامشـی ازجنس سـک...

سناریو: (وقتی رنگ پوست...)(وقتی رنگ پوستت ازش تیره تره و بهش...

پروانه جان

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

💙در میان راهروهای سردِ بلاتکلیفی، هنوز صدای تپشِ قلبت را از ...

پارت پنج

شب التیام.

ادامه پارت ۲۸

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۶: «اولی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط